( اجمال در معناى عرفى و شرعى )
اجمال :
1 - گاهى در معناى عرفى است ، مثل اينكه واجب شده است در غسل ، شستن ظاهر بدن پس شك مىشود كه آيا فلان جزء مثل درون گوش يا چينهاى روى شكم ( در اثر چاقى ) از ظاهر بدن به حساب مىآيند يا باطن ؟
2 - و گاهى در معناى شرعى است ، مثل اوامر شرعيّهاى كه در كتاب و سنّت به صلاة و امثال آن ( از صوم ، حج و . . . ) تعلّق گرفته است .
البته بنا بر اينكه اين الفاظ وضع شده است براى ماهيّت صحيحهاى كه جامع تمام اجزاء واقعيه است ( يعنى : همه اجزاء در صدق مسمّى ركنيّت و دخالت دارند به نحوى كه اگر در يك جزء آن شك شود نامش اجمال نصّ است و لكن در صورتى كه شما اعمى باشيد و در آن جزء شك شود ، نامش اطلاق نصّ است ) .
نظر جناب شيخ و جريان برائت در اين مسئله
در اينجا نيز ( به عقيدهء ما ) ، به دليل همان مطالبى كه در مسألهء قبل از عقل ( يعنى قبح عقاب بلا بيان ) و نقل ( يعنى : رفع ما لا يعلمون ) ، گذرانديم ، قول قوىتر اينست كه : اصل برائت جارى مىشود .
* * *
تشريح المسائل
* مسألهء اوّل در باب اقل و اكثر ارتباطى و شك در جزئيت چه بود ؟
اين بود كه منشا شك و تردّد ، فقدان نصّ باشد .
* مسألهء دوّم در باب اقل و اكثر ارتباطى و شك در جزئيت چيست ؟
اينست كه منشا شك و ترديد در جزئيت جزء اجمال نصّ باشد .
يعنى : خطابى از مولى صادر شده كه در اين خطاب يا نصّ ، دو معنا محتمل است يكى اقلّ و يكى اكثر ، منتهى اقلّ به نحوى است كه داخل در تحت اكثر است .
* اين مطلب اشاره به چه امرى دارد ؟
به اينكه هر اقل و اكثرى محلّ بحث ما نيست ، بلكه آن اقلّ و اكثرى محلّ بحث ماست كه