و لذا اصل مثبت است و حجّت نيست .
به عبارت ديگر : آيا وقتى توجّه مولى منعكس شد به امور مختلفهء غير مربوطه به هم ، سوره نيز جزء اين امور مختلفه بود يا نه سوره خارج از توجّه مولى بود ؟
به شما مىگويند : الاصل عدم الجزئية ، يعنى الاصل عدم الالتفات به ده جزء كه لازمهء اين عدم الالتفات به 10 جزء ، التفات او به نه جزء است .
اين اثر عقلى و اصل مثبت است .
از اين گذشته : اصالة عدم التفات نسبت به شارع مقدس بىمعناست چرا كه شارع منزّه از غفلت و عدم توجه است . حتى نسبت به غير شارع نيز در مواردى كه امر جزء دائر باشد ميان واجب و مستحب ، اين اصل اجراء نمىشود . چرا كه در چنين مواردى التفات وجود دارد .
* پس : مراد از ( فتأمّل ) چيست ؟
شايد اشاره باشد به اين كه هرچند غفلت و عدم التفات در حق شارع و يا غير شارع منتفى است ، لكن شايد به لحاظ عدم مصلحت در آن عمدا و نه از روى غفلت فلان شىء را لحاظ نكرده باشد .
خلاصهء مطلب اين كه : شما : اصالة عدم الجزئيّة را به هر معنائى كه بگيريد ، صحيح نخواهد بود مگر در آن فرضى كه گفتيم فله وجه .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٠