تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
و لذا اصل مثبت است و حجّت نيست . به عبارت ديگر : آيا وقتى توجّه مولى منعكس شد به امور مختلفهء غير مربوطه به هم ، سوره نيز جزء اين امور مختلفه بود يا نه سوره خارج از توجّه مولى بود ؟ به شما مىگويند : الاصل عدم الجزئية ، يعنى الاصل عدم الالتفات به ده جزء كه لازمهء اين عدم الالتفات به 10 جزء ، التفات او به نه جزء است . اين اثر عقلى و اصل مثبت است . از اين گذشته : اصالة عدم التفات نسبت به شارع مقدس بىمعناست چرا كه شارع منزّه از غفلت و عدم توجه است . حتى نسبت به غير شارع نيز در مواردى كه امر جزء دائر باشد ميان واجب و مستحب ، اين اصل اجراء نمىشود . چرا كه در چنين مواردى التفات وجود دارد . * پس : مراد از ( فتأمّل ) چيست ؟ شايد اشاره باشد به اين كه هرچند غفلت و عدم التفات در حق شارع و يا غير شارع منتفى است ، لكن شايد به لحاظ عدم مصلحت در آن عمدا و نه از روى غفلت فلان شىء را لحاظ نكرده باشد . خلاصهء مطلب اين كه : شما : اصالة عدم الجزئيّة را به هر معنائى كه بگيريد ، صحيح نخواهد بود مگر در آن فرضى كه گفتيم فله وجه . * * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 310 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى