تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
فى المثل : شك مىكنيد كه آيا وقتى مولى نماز را اختراع كرده سوره را به عنوان جزء آن اعتبار و لحاظ كرد يا نه ؟ الاصل عدم اللحاظ . * پس مراد شيخ از ( فله وجه ) چيست ؟ اينست كه : اين استصحاب جارى و نتيجه‌اش اين مىشود كه پس مأمور به اقلّ است و نه اكثر . * آيا استصحاب مزبور اصل مثبت نيست ؟ خير ، زيرا : هرجا كه موضوع حكم مركب از يك بخش ايجابى و يك بخش سلبى باشد و بخش ايجابى آن بالواجدان محرز باشد ، بخش سلبىاش را مىتوان با اصل احراز نمود ، آن‌گاه اثر بار مىشود . فى المثل : 1 - شما نذر مىكنيد كه زيد ، بدون آقاى عمر به منزل شما بيايد . 2 - موضوع نذر شما يك بخش ايجابى دارد كه مجىء زيد است و يك جنبهء سلبى دارد كه نيامدن عمر است . 3 - زيد به خانهء شما مىآيد ، و اين همان جنبهء ايجابى نذر شماست كه بالوجدان براى شما احراز مىشود . 4 - شك مىكنيد كه آيا با عمر آمده است يا بدون او ؟ اصل عدم مجىء عمر است . و يا فى المثل : غصب به معناى تصرّف در ملك غير بدون رضايت مالك است ، لكن اين موضوع دو بخش دارد : 1 - بخش اثباتى ، كه همان تصرف در ملك غير است . 2 - بخش سلبى ، كه همان نبود رضايت و يا اذن مالك است . حال : شما مىبينيد كه زيد در ملك غير راه مىرود . در اينجا : بخش اوّل كه تصرف در مال غير است بالوجدان براى شما محرز شده است امّا نسبت به بخش دوم كه اذن و يا رضايت مالك است ، شك داريد كه آيا مالك آن راضى هست يا نه ؟ اصالة العدم جارى كرده ، عدم رضايت تعبدا احراز مىشود و سپس حكم حرمت بار مىشود . حال : در ما نحن فيه نيز امر چنين است ، يعنى مأمور به شدن اقلّ مركّب است از يك جنبه مثبت و يك جنبه منفى . 1 - جنبه مثبت آن ، ملاحظه كردن نه جزء است توسط شارع كه اين جنبه بالوجدان محرز است .