تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
به عبارت ديگر : كلّ همان مجموع واحد به وحدت اعتباريه است و جزء تك‌تك آن اجزاء است معناى جزئيت در اين مرحله در مقابل كليّت قرار دارد . * حاصل مطلب در اين مباحث چه شد ؟ دو مطلب تقرير شد : يكى اين كه شارع وقتى مىخواهد مركّبى را اختراع كند و امر را روى آن ببرد ، چهار مرحله در آن متصوّر است . يكى هم اين كه جزئيّت در هر مرحله داراى يك معنائى است . * مراد شيخ از تبيين اين مطالب چيست ؟ اينست كه : وقتى شما شك مىكنيد كه آيا سوره جزء نماز هست يا نه ؟ مىگوييد : الاصل عدم الجزئيّة . حال از شما كه در اينجا مىگوئيد : الاصل عدم الجزئيّة ، سؤال مىشود جزئيّت در كدام مرحله مرادتان مىباشد ؟ * با توجه به مطالب فوق مراد از ( و فيه : انّ جزئيّة الشىء المشكوك كالسورة . . . ) چيست ؟ اشارهء شيخ به مرحلهء چهارم است ، و لذا مىفرمايد : اگر مرادتان از اين جزء كه با اصل مزبور آن را نفى مىكنيد ، جزئيّت در مقابل كليّت باشد غلط است . به عبارت ديگر : جزئيّت در مقابل كليّت نه قبل از تشكيل كلّ و نه بعد از آن قابل استصحاب نيست . * چرا جزئيت قبل از تشكيل كل قابل استصحاب نيست ؟ زيرا : 1 - يكى از شرايط استصحاب احراز موضوع است تا در وصفش استصحاب جارى شود . 2 - قبل از تشكيل كلّ ، كليّتى در كار نيست تا جزئيتى در مقابل آن باشد . 3 - نبود جزئيّت درحقيقت از باب سالبه به انتفاع موضوع است . در نتيجه سلب به انتفاع موضوع قابل استصحاب نيست . * چرا جزئيت پس از تشكيل كل قابل استصحاب نيست ؟ زيرا : اگر شارع فى المثل به مركبى كه 10 جزء دارد امر فرموده ، حتما سوره جزء آن است و نمىشود كه نباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 306 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى