فرموده : رفع . ديگر از عقاب خبرى نيست ، پس چه اشتغالى ؟
حال : از اين حاكميّت ادلّهء برائت بر قاعدهء اشتغال ، حاكميّت ادلّهء برائت بر استصحاب الاشتغال نيز روشن مىشود .
پس : استصحاب الاشتغال از يك جهت داراى سه عيب و اشكال است :
يكى اين كه در موردى كه اثر از آن شك است جريان ندارد .
يكى اين كه اصل مثبت است و اصل مثبت عندنا حجّت نيست .
يكى اين كه محكوم ادلّهء برائت است چنان كه قاعدهء اشتغال شما محكوم ادلّهء برائت است .
زيرا : استصحاب اشتغال مربوط به جائى است كه قبلا ، اشتغال ذمّه وجود داشت و اكنون شما آن را استصحاب مىكنيد .
قبل از عمل شما اشتغال داشتيد استصحاب كرده اقلّ را به وجود آور و لكن ديگر راجع به اكثر اشتغال ندارى تا آن را استصحاب كنى .
جناب صاحب فصول ، چه طور پس از انجام اقل و يقين به برائت از ذمّه ، اشتغال را زنده مىكنيد ؟
پس : ادلهء برائت نه زمينهاى براى قاعدهء اشتغال مىگذارد و نه براى استصحاب الاشتغال و حاكم بر آنهاست .
به طور خلاصه ، آنچه از حكومت ادلّة الاشتغال بر مبناى ادلّهء برائت فرموديد ، بسيار ضعيف است .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨٤