تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
قاعدة الاشتغال ؟ زيرا شما نه نام استصحاب الاشتغال را برديد و نه نام قاعدة الاشتغال ، بلكه گفتيد اصالة الاشتغال . 1 - اگر مرادتان از اصالة الاشتغال ، استصحاب الاشتغال پس از اتيان اقلّ باشد به اين معنا كه : نمىدانم اقل واجب است يا اكثر ؟ و لكن مىدانم كه ذمهء ما مشغول بود يا به اقل و يا به اكثر . اقلّ را بجا آوردم لكن پس از انجام اقل شك كردم كه آيا آن اشتغال بر طرف شده يا نه ؟ پس استصحاب مىكنم اشتغال را . به شما مىگويم : اوّلا : در چنين جائى بايد قاعدهء اشتغال را جارى كنى و نه استصحاب الاشتغال را چرا كه بارها گفتيم : وقتى اثر از آن شك است و نه مال مشكوك ، جريان استصحاب در آن غلط است . به عبارت ديگر : استصحاب الاشتغال مال قاعدة الاشتغال است و ربطى به اينجا ندارد ، چنان كه عدم العقاب مال اصالة البراءة است و نيازى به استصحاب البراءة ندارد . پس : با بودن قاعدهء اشتغال ديگر نوبت به استصحاب الاشتغال نمىرسد . ثانيا : اين استصحاب شما اصل مثبت است ، زيرا نتيجهء اين استصحاب الاشتغال اينست كه : پس : امر مولى به اكثر تعلّق گرفته و لذا اكثر بر ما واجب است . به عبارت ديگر : شما مىخواهيد استصحاب بكنيد بقاء اشتغال را و در نتيجه بگوئيد : حال كه اشتغال ذمّهء ما باقى است ، بر ما لازم است كه آن را رفع كنيم رفع آن‌هم ممكن نيست مگر به واسطهء انجام اكثر . امّا جناب صاحب فصول : اين اثر و يا اين لازم ، يك لازم و اثر عقلى است چرا كه عقل بدان حكم نمود . يعنى : عقل مىگويد : كسى كه اشتغال ذمه دارد ، بايد اشتغال ذمّهء خود را بر طرف كند و حكم عقل به برائت از ذمّه ، همان برائت عقلى است . حال : هر استصحابى كه اثر عقلى داشته باشد ، اصل مثبت ناميده مىشود كه به عقيدهء ما و حتى خود شما حجت نيست . 2 - و اگر مرادتان قاعدة الاشتغال است ، بدين معنا كه : قبل از انجام اقل ، ذمّهء من مشغول بود و لكن اكنون و پس از انجام اقل شك دارم كه آيا برائت از ذمه برايم حاصل شده است يا نه ؟ به مجرّد شك ، قاعدهء برائت جارى شده مىگويد : اشتغال يقينى برائت يقينيّه مىخواهد . به شما مىگوئيم : قاعدهء اشتغال براساس دفع عقاب محتمل است ، هرجا كه احتمال عقاب