2 - عدم انجام اكثر ، احتمال عقاب دارد .
3 - به حكم عقل دفع عقاب محتمل واجب است .
4 - در فعل عقاب محتمل حاصل نمىآيد مگر احتياط و انجام اكثر .
پس : از باب مقدّمهء علميه بايد اكثر را انجام دهيم .
- اين قانون عقلى بيانيّت دارد و چه بيانى بهتر از اين :
در نتيجه : نه عدم البيانى وجود دارد تا برائت عقلى جارى شود ، نه عدم العلمى وجود دارد تا برائت نقلى اجرا شود .
به عبارت ديگر :
1 - موضوع برائت عقلى اينست كه : عقاب بدون بيان قبح است .
حكم عقلى مذكور با صداى بلند مىگويد : انا البيان .
بلاشك : اذا جاء البيان ، ارتفع عدم البيان .
2 - موضوع حديث حجب و سعه و رفع ، رفع حكم جزء مشكوكى است كه از ما محجوب و ما نسبت به آن لا يعلمون هستيم .
پس : حكم عقلى مزبور وارد برآن ادلّه است و موضوع آنها را نابود مىكند .
ب ) دليل دوّم :
استصحاب الاشتغال است ، بدين معنا كه :
قبل از انجام اقل يقين به اشتغال ذمه داشتم .
پس از انجام اقلّ شك مىكنم كه آيا اشتغال ذمه برداشته شده يا نه ؟
استصحاب مىكنم بقاء اشتغال ذمه را .
پس : امر مولى على الظاهر به اكثر تعلّق گرفته و بايد من اكثر را انجام دهم .
* فرمايش صاحب فصول در بخش دوم كلامش چيست ؟
مقدمة مىدانيم كه :
1 - موضوع برائت عقلى ، عدم البيان است .
2 - استصحاب ، ظاهرا بيان است .
اذا جاء البيان ، ارتفع عدم البيان .
حال :
1 - موضوع اخبار برائت مستور بودن حكم جزء مشكوك است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧١