چرا ؟ زيرا : هم واجبات نفسيّه منشا عقاباند ، هم واجبات غيريّه منتهى منشا بودنشان متفاوت است .
- منشا عقاب بودن واجب نفسى لخصوص ذاته است .
- منشا عقاب بودن واجب غيرى ، لغيره است ، چون كه ترك واجب غيرى سبب ترك واجب نفسى است و لذا : سبب السبب ، سبب .
پس : ترك واجب نفسى موجب عقاب است ، ترك واجب غيرى هم كه سبب ترك واجب نفسى است موجب عقاب است .
خلاصه اين كه : حضرات نمىتوانند ثابت كنند كه ادلّهء برائت تنها ظهور در واجبات نفسى دارند ، چرا كه اين ادلّه از جمله حديث رفع مطلق عقاب و آثار شرعيّه را برمىدارد چه از واجب نفسى و چه از واجب غيرى .
* آيا ما مجبوريم كه با حديث رفع واجب غيرى را برداريم ؟
خير ، ما با استفادهء از حديث رفع وجوب نفسى اكثر را برمىداريم .
* پاسخ شيخ به نظر مشايخ بر چه مبنائى است ؟
بر اين اساس است كه حديث رفع ، مؤاخذه را از ميان بردارد ، يعنى ما لفظ ( مؤاخذه ) را در تقدير بگيريم .
* اگر جميع الآثار را در حديث در تقدير بگيريم چه ؟
ديگر جاى بحثى با حضرات باقى نمىماند و مطلب كاملا روشن و آشكار است . زيرا : مىتوان با حديث رفع ، جزئيّت را كه يكى از آثار شرعيّه است برداشت فى المثل : واجب بودن سوره در نماز دو اثر دارد :
- يكى اين كه ترك سوره موجب عقاب است ، البته به خاطر اين كه سبب ترك ذى المقدمه است .
- يكى اين كه وقتى سوره در نماز واجب مىشود ، جزء نماز است .
حال : حديث رفع ، جزئيت را برمىدارد ، جزئيّتى كه نسبت به آن شك داريد .
پس : اگر مؤاخذه را برداريم با اين مشايخ بحث داريم و چنانچه جزئيت را برداريم با هم بحثى نداريم .
* با توجّه به مباحث گذشته مراد از ( ثمّ انّه لو فرضنا عدم تمامية الدليل ) چيست ؟
درحقيقت تكرار مطلبى است كه قبلا بيان فرموده بود و لذا مىفرمايد : اگر دليل عقلى ما بر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٩