ادعاى ظهور آنها در آنچه ادّعا شده ( يعنى وجوب نفسى ) ممكن است .
در صورتى كه ممكن است گفته شود : عقاب بر ترك جزء نيز لخصوص ذاته ( يعنى همان عقاب بر ترك واجب نفسى ) است ، چرا كه ترك جزء ، عين ترك كل است . اين بحث ما با برخى مشايخ ( بر اين مبناست كه ) ما آنچه را كه در اين روايات رفع مىشود ، خصوص مؤاخذه قرار دهيم . و الّا اگر ادلّهء برائت را تعميم و توسعه بدهيم به مطلق آثار شرعيهاى كه مترتب بر تكليف مجهول است ، دلالتشان بر وجوب اكثر واضحتر است ، اما به زودى در رابطهء با اين مطلب بحث خواهيم كرد .
* * *
تشريح المسائل
* اولين دليل شيخ براى اثبات برائت نسبت به جزء مشكوك چه بود ؟
برائت عقلى و قانون قبح عقاب بلا بيان بود كه تفصيلا بيان گرديد حاصل مطلب اينكه : هرچند جهل در اقل و اكثر مثل شك بدوى است و مىدانيم كه بايد در اكثر برائت جارى كنيم و لكن چند جهل در اقل و اكثر مثل شك بدوى است و مىدانيم كه بايد در اكثر برائت جارى كنيم و لكن ممكن است كسى بگويد : جهل در اينجا نيز مثل جهل در متباينين است و اقتضا مىكند احتياط را ، و عقلا نمىتوان گفت كه 100 % بر برائت دلالت دارد .
به عبارت ديگر : اگر 1 % هم احتمال داده شود كه اين جهل تفكيك شده از علم كه در يك طرف افتاده مانع از برائت باشد و اقتضا بكند احتياط را چه مىكنيد همانطور كه در متباينين چنين بود .
مىگوئيم : ما 99 % مطمئن هستيم كه احتياط در اقلّ و اكثر واجب نيست و مىتوانيم به اقلّ قناعت كنيم و در اكثر برائت جارى نمائيم ؛ باقى مىماند آن يك در صد احتمال كه آن را نيز از طريق ادلّهء نقليّه جبران مىكنيم .
به عبارت ديگر : برخى از اصوليين در مسئله اقل و اكثر بر اساس محاسبات عقلى معتقد به مراعات احتياط و علم اجمالى شدهاند ، لكن به اخبار البراءة كه رسيدهاند قاطعانه نسبت به اكثر حكم به برائت و عدم وجوب نمودهاند .
* مقدّمة بفرمائيد موضوع برائت شرعيّه چيست ؟
عدم العلم و يا شك و يا جهل بسيط نسبت به حكم واقعى است ، و محمولش اباحهء ظاهرى و