تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
جهل در باب اقل و اكثر مانع از وجوب احتياط است ، چرا كه منحل مىشود به يك معلوم تفصيلى و يك مجهول يعنى يك مشكوك به شك بدوى . و لذا وقتى جهل در يك طرف قرار گرفت ، عقلا احتياط واجب نبوده جاى اجراى اصالة البراءة است . خلاصه اين كه اشاره به دليل اوّل حضرات كرده كه مىگويند : همان‌طور كه در باب علم اجمالى و دوران بين المتباينين گفتيم : مقتضى براى احتياط موجود و مانع از آن مفقود است ، پس احتياط واجب است همچنين در باب اقلّ و اكثر هم مىگوئيم مقتضى براى احتياط موجود ، مانع از آن‌هم مفقود است ، و احتياطى مىشويم . * مراد از ( مثل : استصحاب الاشتغال بعد الاتيان بالاقل ) چيست ؟ بيان دوّمين دليل قائلين به اصالة الاحتياط نسبت به اكثر و جزء مشكوك است مبنى بر اين كه : 1 - قبل از انجام اقلّ يقين به اشتغال ذمه داشتيم . 2 - حال پس از انجام اقل مثل نماز بدون سوره شك مىكنيم كه آيا آن اشتغال ذمّه باز هم به حال خود باقى است و يا اين كه نه برداشته شده است ؟ در اينجا : استصحاب مىكنيم بقاء اشتغال ذمه را و نتيجه مىگيريم كه : پس اكثر واجب است ، بايد احتياط كرد ، آن را انجام بدهم . * پس مراد از ( مثل : انّ الاشتغال اليقينيّ وجوب تحصيل اليقين بالبراءة ) چيست ؟ بيان دوّمين دليل قائلين به اصالة الاحتياط است نسبت به جزء مشكوك مبنى بر اين كه : الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغ اليقينى . يعنى : من يقين دارم كه ذمّه‌ام مشغول به يك واجبى است و لذا بايد كارى بكنم كه يقين به فراغت ذمّه پيدا كنم . اين كار جز با انجام اكثر حاصل نمىشود ، پس بايد اكثر را به جا آورم . * چه تفاوتى ميان دليل دوم و سوّم ، يعنى استصحاب الاشتغال و قاعدهء اشتغال وجود دارد ؟ 1 - در استصحاب الاشتغال حتما حالت سابقه ملاحظه مىشود و بدان ملاحظه حكم مىشود و لكن در قاعدهء اشتغال به مجرّد اشتغال يقينى حكم مىشود و حالت سابقه مورد لحاظ واقع نمىشود . مثل : استصحاب برائت و اصالة البراءة . * مراد از ( و مثل : أدلّة اشتراك الغائبين مع الحاضرين فى الاحكام المقتضية . . . ) چيست ؟ بيان چهارمين دليل قائلين به احتياط در جزء مشكوك يعنى اكثر است مبنى بر اين كه : ما