به عبارت ديگر : همانطور كه گفتيم جريان برائت نسبت به اكثر بلا اشكال است ، استصحاب وجوب الاكثر هم بلا اشكال است . و لذا مىتوانى بگوئى :
در دوران قبل از تكليف يعنى زمان طفوليّت و كودكى ، اكثر بر ما واجب نبود و لكن حال كه به بلوغ رسيدهام ، شك مىكنم كه آيا اين اكثر بر من واجب شده است يا نه ؟
و لذا : استصحاب مىكنم عدم وجوب اكثر را .
* اگر كسى بگويد ما در جانب اقلّ نيز شك داريم كه آيا وجوبش نفسى است و يا غيرى ؟ و لذا :
استصحاب عدم وجوب نفسى در آن با استصحاب عدم وجوب غيرى آن تعارض و در نتيجه تساقط مىكند ، تكليفمان چيست ؟ چه پاسخ مىدهيد ؟
به او مىگوئيم : درست است كه وجوب اقلّ مردد است ميان نفسى و غيرى و لكن از آنجا كه وجوب اقلّ قدر متيقّن بوده و وجوب تكتك اجزائش را از طريق خطابات مفصّله به دست آوردهايم ، تردّد مزبور هيچگونه اثرى ندارد .
فى المثل :
1 - وجوب تكبيرة الاحرام را از آيهء شريفهء
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
به دست آوردهايم .
2 - وجوب قيام را از آيهء شريفهء
قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
به دست آوردهايم .
3 - وجوب ركوع و سجدتين را از آيهء شريفهء
ارْكَعُوا ، وَ اسْجُدُوا . . .
به دست آوردهايم .
و لذا : مردّد بودن اصل وجوب ميان نفسى و غيرى ضررى به اصل وجوب اقلّ وارد نكرده بايد اتيان شود .
به عبارت ديگر : آنگاه كه كودك بودم اقلّ بر من واجب نبود و لكن اكنون كه بالغ شدهام مىدانم كه اقلّ بر من واجب شده است و بايد اتيان شود و لذا جاى جريان استصحاب نيست .
امّا : نسبت به اكثر كه در زمان صغر واجب نبود ، و اكنون شك دارم كه آيا واجب است يا نه ؟
استصحاب عدم وجوب مىكنم .
خلاصه اين كه : اصل استصحاب عدم وجوب در اقلّ جارى نمىشود .
* مقدّمة بفرمائيد آثارى كه بر وجوب بار مىشود بر چند قسم است ؟
1 - آثارى كه با قطعنظر از نفسى بودن و غيرى بودن بر مطلق الوجوب و اصل وجوب بار مىشود .
2 - آثارى كه بر خصوص وجوب نفسى مترتب مىشود و خود بر دو قسم است :
الف : اثر اخروى كه امتثال آن ثواب و عصيان آن عقاب دارد .