تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
علم تفصيلى و يك شك بدوى ، ديگر وجهى براى وجوب احتياط وجود ندارد . فى المثل : شما علم تفصيلى داريد به اين كه مايع موجود در ظرف
x
از دو ظرفى كه در برابر شما است ، نجس است . سپس علم اجمالى پيدا مىكنيد كه يكى از اين دو ظرف خمر است . در اينجا : ظرف ديگر كه
y
هست محكوم به حليّت و طهارت است ، و اين علم اجمالى شما از كار مىافتد . چرا ؟ زيرا يك طرف كه ظرف
x
است و شما معيّنا و مشخّصا مىدانيد نجس است على كل تقدير واجب الاجتناب است . پس : طرف ديگر كه ظرف
y
هست ، مشكوك به شك بدوى است و لذا اصل برائت و حليّت در آن جارى مىشود . خلاصه اين كه ، علم اجمالى : 1 - در متباينين لا ينحلّ است و حال‌آنكه در اقل و اكثر ينحلّ است . 2 - در متباينين قدر متيقّن وجود ندارد و حال‌آنكه در اقل و اكثر ، قدر متيقّن وجود دارد . 3 - اين قدر متيقّن عقلا واجب الاتيان است و لذا فرقى نمىكند كه نفسى باشد يا غيرى . * * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 233 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى