فى المثل :
1 - اگر برائت جارى كرده و اقل را انجام دهد ، نمىداند كه اين اقلّ واجب است يا نه ؟
2 - و يا اگر احتياط كرده اكثر را به جاى آورد ، باز قادر بر انجام آن به وجه تفصيلى نيست .
يعنى : نمىتواند بگويد : اكثر را به خاطر وجوب اكثر به جا مىآورم قربة الى اللّه .
پس : آدم جاهل در بحث جزء مشكوك نمىتواند مثل آدم عالم ، تفصيلا نيّت كند . و لذا با وجود اين كمبود در نيت ، فكر احراز مصلحت براى او ممكن نيست .
به عبارت ديگر : جاهلى كه از اجراى نيّت تفصيلى و كامل عاجز است ، نمىتواند مصلحت و هدف منظور را احراز كند .
* جناب شيخ چنين مكلّفى چه بايد بكند ؟
بايد از مصلحت واقعيه چشمپوشى كرده ، كارى كند و عملى را انجام دهد كه نزد خدا مسئول نبوده و عذاب اخروى نداشته باشد .
و لذا بايد : آن اجزائى را كه به وجوبشان يقين دارد انجام دهد ، و اجزائى را كه در وجوبشان شك دارد :
اگر خواست احتياطا به انجامشان همّت كند و چنانچه نخواست قبح عقاب بلا بيان جارى كرده اقل را انجام دهد .
اين عمل برائت ناميده مىشود .
* چه اشكالاتى بر پاسخ شيخ ( ره ) وارد است ؟
1 - ايشان در مباحث قبلى فرموده : قصد وجه معتبر نيست بلكه قصد امتثال است كه معتبر است .
2 - به فرض كه قصد وجه معتبر باشد باز هم مختص به مواردى است كه قصد وجه در آنجا ممكن است و حالآنكه در ما نحن فيه ممكن نيست .
3 - پاسخ شيخ تنها در عبادات قابل قبول است و حالآنكه بحث در اينجا اعم از واجبات عبادى و توصلى است .
نكتهها :
* نظر حضرت امام خمينى ( ره ) راجع به اشكال مزبور نسبت به حكم به برائت چيست ؟
ابتدا از اشكال مورد نظر گزارشى ارائه كرده و سپس به نقد آن پرداختهاند و لذا مىفرمايد :