تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بلكه بر مبناى برخى از عدليّه از جمله صاحب فصول نيز مطرح است حال بر اين مبنا نيز : شك در محصّل غرض بىمعناست زيرا چه‌بسا در خود عمل و مأمور به اصلا غرضى و مصلحتى وجود نداشته و مصلحت و غرض در خود امر امر باشد . * پس مراد از ( انّ نفس الفعل من حيث هو ، ليس لطفا ؛ و لذا لو . . . ) چيست ؟ سوّمين پاسخ شيخ است به اشكال مزبور بر مبناى مشهور عدليه كه معتقدند اوامر شرعيّه داراى دو جنبه‌اند : جنبهء مولويّت و جنبهء ارشاديت و لذا مىفرمايد : در ما نحن فيه جنبه ارشاديت مقدورمان نيست ، پس به همان جنبهء مولويّت اين اوامر جامهء عمل مىپوشيم . به عبارت ديگر : اگرچه بر مبناى مشهور عدليّه ، مصلحت در مأمور به و فعل مكلّف است ، لكن اين‌گونه نيست كه لطفيّت يعنى مصلحت بر ذات العمل و پيكرهء آن از آن جهت كه فعلى از افعال است مترتب شود . مصلحت بر عملى مترتّب مىشود كه داراى دو خصوصيت باشد : 1 - يكى اينكه به قصد امتثال امر انجام شود و الّا صحيح نبوده و موجب امتثال امر نمىگردد و هيچ مصلحتى بلكه هيچ اثرى از آثار عبادت صحيحه از قبيل : ارتقاء درجه ، نورانيت باطنى ، ثواب و . . . برآن مترتب نمىشود . 2 - يكى هم اين كه با قصد وجه انجام شود ، بدين معنا كه اگر جزئى واجب است به قصد وجوب و چنانچه جزئى مستحب است به قصد استحباب و . . . انجام شود . چرا كه نزد مشهور القدماء ، قصد وجه نيز در صحت عمل و ترتب ثواب برآن معتبر است . منتهى قصد وجه نيز بر دو قسم است : الف : قصد وجه اجمالى ب : قصد وجه تفصيلى . - مراد از قصد وجه اجمالى اينست كه : مكلّف نيّت مىكند كه من فلان عمل را على ما هو عليه من الوجه فى الواقع انجام مىدهم ، بدين معنا كه : اگر وجه اين عمل در واقع وجوب است عمل من به قصد وجوب باشد . و اگر وجه اين عمل در واقع استحباب است عمل من به قصد همان استحباب باشد . و لذا : قصد وجه به طور تفصيلى در اينجا مشخّص نمىشود . و مراد از قصد وجه تفصيلى اينست كه : مكلّف حين العمل عمل را به طور معيّن و مشخّص به نيت وجوب و يا ندب انجام مىدهد ، بدين معنا كه :