تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
تعليقى است و نه تنجيزى . يعنى : حكمش معلّق است بر بيان و امر شارع ، چرا كه قطع‌نظر از امر شارع ، عقل مصلحت فلان عمل را درك نمىكند تا منجّزا حكم نمايد . بله ، به دنبال امر شاعر ، حكم عقل هم تنجيزى مىشود ، چون كه هر امر معلّقى پس از حصول شرطش منجّز مىشود . * حاصل گفتار و لبّ كلام مستشكل در اينجا چيست ؟ مىگويد : حال كه هدف اصلى از اوامر شرعيّه رسيدن به مصالحى است كه در متعلّقات آنها موجود است مىگوئيم عنوان لطيف و مصلحت ملزمه : 1 - يا از قبيل عنوان است در مأمور به . 2 - يا از قبيل غرض و علّت غائيه است . و لذا همان‌طور كه شما خود گفتيد ، هركجا مكلّف ، شك در محصّل عنوان يا غرض پيدا كند ، بايد احتياط كند . به عبارت ديگر : اگر بنده‌اى روى جزئى از عمل شك كند كه آيا اين عمل بدون اين جزء مرا به فلان مصلحت ملزمه مىرساند و يا اين كه از فلان مفسده دور مىكند يا نه ؟ بايد احتياط كند . * قبل از پاسخ شيخ به اشكال فوق بفرمائيد نظر اشاعره و عدليّه در رابطهء با مولويّت و يا ارشاديّت اوامر شرعيّه چيست ؟ 1 - اشاعره معتقدند كه : كليّهء اوامر شرعيّه جنبهء مولويت داشته و هدف از آنها تنها اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب است . به عبارت ديگر : اشاعره منكر حسن و قبح ذاتى افعال بوده مىگويند : اوامر الهيّه تابع مصالح و يا مفاسد خفيّه نيستند ، بلكه تابع مشيّت خداى تعالى هستند ، يعنى فى المثل : مشيّت او تعلّق گرفته به اين كه نماز و يا روزه و يا . . . را واجب و فلان عمل را حرام مىكند . و لذا : اوامر الهيّه ، مولوى محض‌اند ، و به‌هيچ‌وجه جنبهء ارشاديّت ندارد . 2 - مشهور عدليه معتقدند كه : اوامر شرعيّه داراى دو جنبه هستند . يكى جهت مولويّت ، يكى هم جهت ارشاديّت . خود مشهور در اينجا دو دسته هستند : 1 - اكثر مشاهير عدليه برآن‌اند كه : اوامر و نواهى تابع مصالح و مفاسد نفس‌الامريه‌اى