تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
انجام منهى عنه خوددارى كند . پس : مصلحت ملزمه تحصيلش واجب ، مفسدهء ملزمه ، احترازش واجب است . * آيا عقل به تنهائى قادر است بر اين كه در هرجائى تشخيص دهد كه فلان عمل داراى مصلحت ملزمه و فلان عمل داراى مفسدهء ملزمه است ؟ 1 - عقل : در برخى جاها صغرى را درك كرده ، و لذا پس از آن كبراى كلى را آورده حكم كلّى را صادر مىكند . فى المثل : 1 - ظلم مفسدهء ملزمه دارد . 2 - دفع مفسدهء ملزمه عقلا واجب است . پس : دفع ظلم واجب است عقلا . بنابراين : عقل در بسيارى از امور صغرى را درك مىكند و حكم يعنى كبراى كلّى را نيز صادر مىكند و لكن در برخى از جاها نيز از درك صغرى ناتوان است . فى المثل : عقل نمىتواند درك كند كه نماز با اين كيفيّت خاصّه يا روزه و يا حج ، مصلحت ملزمه دارد يا نه ؟ و لذا نمىتواند راجع به آن حكمى صادر نمايد . * با توجّه به مقدّمهء فوق بفرمائيد مراد از ( الواجبات الشرعيّة الطاف فى الواجبات العقليّة ) چيست ؟ اينست كه : شارع صغرياتى را كه از دسترس عقل شما خارج است و عقل شما از درك مصالح ملزمهء در آنها ناتوان است به شما معرّفي كرده تا معرّف و مقرّب مصالحى باشند كه استيفاى آنها عقلا لازم است . به عبارت ديگر : تمام احكام شرعيه روى مصالح و مفاسدى دور مىزند كه اگر عقل بتواند آنها را تشخيص دهد ، قطعا مصالح را استيفا و از مفاسد دورى مىكند . يعنى : امر شرعى كشف از مصلحت مىكند و عقل حكم به لزوم تحصيل آن مصلحت از طريق انجام آن عمل و لذا گفته مىشود : كلّما حكم به العقل ، حكم به الشرع و كلّما حكم به الشرع ، حكم به العقل . نكته : آنجا كه عقل صغرى را درك كرده و تشخيص مىدهد ، حملش تنجيزى و غير معلّق است ، و لذا پس از تشخيص صغرى ، كبراى كلّى را صادر كرده و اقدام به صدور حكم مىكند . لكن در بخش دوّم كه از تشخيص صغرى ناتوان است و نيازمند به امر شارع است حكمش