تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
رسيدن به يك غرض و يا مطلوب ديگرى است . مثل : امر طبيب به بيمارش ، در رعايت برخى مسائل و تهيّهء معجون به خاطر نجات از فلان بيمارى در چنين مواردى : اگر عبد شك بكند كه آيا فلان جزء ، جزء تركيب معجون هست يا نه ؟ عقل مىگويد : احتياط كرده آن جزء را ضميمه كن . خلاصه اين كه : اگر مأمور به ، فى نفسه مطلوب و مورد هدف باشد و عبد در جزء آن شك كند ، بايد در جزء مشكوك برائت جارى كند . اگر مأمور به ، لغيره باشد ، يعنى وسيله‌اى براى رسيدن به يك غرض باشد به لحاظ دست‌يابى به آن غرض ، احتياط در انجام آن جزء مشكوك لازم است . * پس : مراد از ( المشهور بين العدليّة انّ الواجبات الشرعيّة انما وجبت . . . ) چيست ؟ بيان كامل‌ترى از اشكال دوم است به جريان برائت در ما نحن فيه ، يعنى شك در جزئيت ، مبنى بر اين كه : اوامر شرعيّه بر مبناى عدليّه تابع مصالح خفيّه بوده و هيچ‌يك بىغرض نمىباشند . يعنى : همان‌طور كه امر طبيب به تهيّهء معجون به دنبال يك غرض است ، شارع نيز از امرش به صلاة و يا صوم و يا . . . به دنبال دست‌يابى عبد به مصالح خفيّه است . و لذا گاهى كه عبد اراده مىكند كه يك مأمور به مثلا نماز را اتيان كند ، شك مىكند كه آيا اگر فلان جزء را به عنوان جزء نماز انجام ندهم ، مصلحتى كه در نظر حق تعالى است حاصل مىشود يا نه ؟ يعنى : همان‌طور كه شك در محصّل غرض طبيب پيدا مىشود ، شك در محصّل غرض امر مولوى هم پيدا مىشود . پس جناب شيخ طبق گفتهء خودتان مكلف بايد در اينجا نيز احتياط كرده جزء مشكوك را نيز انجام دهد . به عبارت ديگر : الواجبات الشرعيّة ، الطاف فى الواجبات العقليّة . يعنى : آنچه كه شارع واجب نموده است ، معرّف و مقرّب واجبات عقليّه است . * قبل از توضيح مطلب اخير بفرمائيد ملاك كلّى عقل در رابطهء با مصالح و مفاسد چيست ؟ اينست كه : هركجا مصلحت ملزمه‌اى وجود دارد بر بنده لازم است براى رسيدن به آن مصلحت ملزمه ، مأمور به را انجام دهد . يا هركجا مفسدهء لازم الاحترازى هست ، بنده بايد به خاطر نجات از آن مفسدهء لازمه ، از