اوّلا : مسألة برائت و احتياط ( از نظر اصولى ) مبتنى بر اين نيست كه : هر واجبى داراى مصلحتى است و آن مصلحت ، همان لطف است در حكم عقل .
و لذا : ما صحبت مىكنيم در آن ( يعنى : مسئله برائت و احتياط ) بر روى مبناى اشاعره كه منكر حسن و قبح ذاتىاند و يا روى مذهب برخى عدليه كه قناعتكنندهء به وجوب مصلحت در ( خود ) امر هستند ، گرچه اين مصلحت در مأمور به نمىباشد .
ثانيا : پيكرهء اين فعل ( مثل : شاكلهء نماز بما هو نماز ) ، از آن جهت كه پيكره است ، لطف و مصلحت نيست .
و لذا اگر بدون قصد امتثال و نيّت انجام شود ، نه صحيح است و نه مصلحتى و نه اثر ديگرى از آثار عبادات ( مثل : ثواب و . . . ) برآن مترتب شود ، بلكه لطف و مصلحت در انجام مأمور به ( مثلا نماز ) على وجه الامتثال ( يعنى با نيت ) است .
پس در اين صورت : احتمال داده مىشود كه لطف و مصلحت منحصر باشد در امتثال و نيّت تفصيلى در صورت آشنائى به وجه الفعل ( يعنى بداند كدام جزء واجب ، كدام مستحب ، كدام مكروه و . . . ) تا فعل على وجهه انجام شود .
و لذا : كسانى از عدليّه كه تصريح كردهاند به اين كه عبادات شرعيّه واجب شدهاند به خاطر اين كه الطاف و مقرّبات هستند در واجبات عقليّه ، خودشان تصريح كردهاند به وقوع واجب لوجوبه و مقترن بودنش با قصد وجه ( يعنى نيّت ) .
و اين ( مطلب ) در ما نحن فيه ( كه شخص جاهل است ) ، سخت و دشوار است ( كه بتواند عمل را با نيت انجام دهد . ) زيرا انجامدهندهء اكثر نمىداند كه اين اكثر واجب است ؟ يا اقلّ كه در ضمن اين اكثر محقّق مىشود .
و لذا : برخى مثل علامه تصريح كردهاند و از عبارات برخى ديگرشان ، وجوب تميز ( و تشخيص ) اجزاء واجبه و اجزاء مستحبّه ، فهميده مىشود ، تا هر جزئى على وجه ( يعنى با نيّت خاصّ خودش ) انجام شود .
حاصل و خلاصه مطلب اين كه :
پس : حصول لطف و مصلحت به سبب فعل انجام شده از جانب جاهل در ما نحن فيه ( كه اقلّ و اكثر باشد ) نامعلوم است ، بلكه ظاهر عبارت علماء ، عدم تحصيل لطف و مصلحت در جاهل است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٠