1 - اكثر متقدمين و متأخرين ، معتقد به جريان اصل برائتاند .
2 - برخى از متأخر المتأخرين مثل : محقق سبزوارى و شريف العلماء مازندرانى قائل به احتياط شدهاند .
شيخ نيز قول اكثر را اختيار كرده مىفرمايد : مختار ما در اينجا جريان اصل برائت است و در اثبات اين مدّعا دو دليل وجود دارد :
* دليل اوّل شيخ بر اجراى برائت هنگام شك در جزئيت مزبور چيست ؟
اينست كه :
1 - عقاب بلا بيان قبيح است .
2 - كار قبيح از مولاى حكيم سر نمىزند .
پس عقاب بلا بيان از مولاى حكيم صادر نمىشود .
* تطبيق اين كبراى كلى بر شك در جزئيت چگونه است ؟
فى المثل : مولى فرموده : صلّ و يا صم كه هريك از اين امور يك مركب است .
حال : شما مىدانيد كه نه جزء از قبيل تكبيرة الاحرام قرائت ، ركوع ، سجود ، تشهد ، سلام و . . .
در اين صلاة مركب دخالت دارند ، لكن نسبت به جزء دهم كه مثلا سوره باشد يا قنوت يا استعاذه شك داريد كه آيا يكى از اين امور نيز جزء نماز هست و داخل در اين مركب مىباشد يا نه ؟
به دنبال اين شك به تفحّص پرداخته و در ميان ادلّه به دنبال دليلى بر جزئيّت اين امر مشكوك مىگرديد . و لكن به دليلى دست پيدا نكرده ، مأيوس مىشويد .
در اينجا وظيفهء شما نسبت به آن جزء ، اجراء اصل برائت است و لذا : در مقام امتثال به اقل اكتفا مىكنيد .
خلاصه اين كه شيخ مىفرمايد : اينجا جاى اصالت البراءة است . چرا ؟
زيرا : علم اجمالى شما در اينجا از جمله آن علم اجمالىهائى است كه منحلّ مىشود به يك معلوم به علم تفصيلى و يك مشكوك به شك بدوى .
فى المثل : شما نمىدانى اقل ( يعنى نه جزء ) واجب است يا اكثر ( كه ده جزء است ) لكن اجمالا مىدانى يكى از اين دو واجب است .
در اينجا اگر از شما پرسند ، آيا اقل قدر متيقّن است يا اكثر چه مىگوئيد ؟
خواهيد گفت : اقل قدر متيقّن است .
وقتى اقل شد قدر متيقّن ، آن جزء زيادى مىشود مشكوك به شك بدوى در شك بدوى نيز ،
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٦