قيد هم در خارج موجود است .
فى المثل وقتى گفته مىشود :
الصلاة المقيّدة بالطّهارة واجبة ، هم ذات الصلاة يعنى نماز در خارج موجود مىشود ، هم ذات القيد يعنى طهارت در خارج موجود مىشود .
اعم از اين كه :
طهارت را از افعال ظاهريه يعنى غسلات و مسحات ثلاث به حساب آوريم و يا اين كه آن را به معناى نورانيّت باطنى و كيفيّت حاصله براى نفس به حساب آوريم كه پس از وضو حاصل مىشود .
كه اين نورانيّت و حالت نيز از حالات نفس بوده و در خارج موجود مىشود .
پس : قيد نيز در خارج موجود است ، و لذا بايد گفت :
آنكه 100 % ذهنى و ساخته و پرداختهء ذهن است ، همان تقيّد صلاة به قيد طهارت است ، كه همان اعتبار به شرط شىء ماهيّت است .
پس : تقيّد جزء و قيد خارج .
* خود جزء ذهنى بر چند قسم است ؟
بر دو قسم و يا دو جور است :
1 - برخى از اجزاء ذهنى تحققشان مترتب است بر يك امر خارجى ، يعنى ذهن ما آن را از يك امر خارجى كه در خارج حقيقتا و بالاستقلال موجود است و مغاير با مأمور به هم مىباشد انتزاع مىكند .
حال : از آنجا كه امر انتزاعى به وجود منشا انتزاعش موجود مىشود ، معناى اعتبار اين قيد و جزء ذهنى ، واجب كردن آن امر خارجى يعنى منشا انتزاع است .
فى المثل : قيد طهارت به قول شيخ ، و تقيّد صلاة به طهارت به قول ما در صلاة مقيّد به طهارت از وضوء كه يك امر خارجى است و در خارج به يك وجود على حده از صلاة موجود مىشود . انتزاع مىشود ، و هكذا نسبت به غسل .
يعنى : يكى از غسل ، وضو و يا تيمّم بايد انجام بگيرد تا طهارت نفسانيهاى براى شما حاصل شود ، تا صلاة متطهّرا انجام گيرد .
2 - برخى از اجزاء ذهنى هم با مأمور به وجودا متحدند و مستقلا نيازى به عمل خارجى ندارند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٧