تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
* پس مراد از ( يمكن ان يقال : ان اصالة عدم الامر انما . . . ) چيست ؟ اينست كه : تلفيق عيبى ندارد ، اصالة عدم الامر را هم جارى نمىكنيم ، زيرا غرض ما احراز واقع است ، و لذا يك ظهر مىخوانيم قصرا يك عصر هم مىخوانيم قصرا ، اگر صحيح است كه هر دو صحيح است و اگر غلط است هر دو غلط است . بعد دوباره يك ظهر مىخوانيم تماما و يك عصر مىخوانيم تماما ، خوب اگر آن دوتاى اوّل غلط بود ، اين دوتاى دومى درست است و اگر اين دو غلطاند آن دوتاى اوّل درست است . * * *

تلخيص المطالب

موضوع بحث در تنبيه هفتم اينست كه : اگر واجب مشتبه دو چيز باشند كه شرعا مترتّب بر يكديگرند ، مثل نماز ظهر و عصر كه مردّد ميان شكسته و تمام باشد و يا مردد ميان جهات چهارگانه باشد . آيا لازم است ، تمام افراد احتمالى واجب اوّل را به جا آورد و سپس به واجب ديگر پرداخته شود و يا اين كه انجام برخى از افراد احتمالى واجب اوّل ، براى مترتب شدن واجب دوم برآن ، كافى است ؟ دو قول در پاسخ به اين مسئله وجود داشت . 1 - صاحب موجز و شارح آن ، صاحب مسالك ، روض الجنان و مقاصد العلية گفته‌اند : بايد تمام افراد احتمالى واجب اوّل را به جا آورند ، سپس وارد واجب دوّم شوند . 2 - علامه در نهاية الاحكام و سيد محمد عاملى در مدارك الاحكام گفته‌اند : در ترديد ميان قصر و اتمام ، اوّل نماز ظهر و عصر را شكسته به جا مىآورند و سپس آن دو را تمام مىخوانند . و امّا : شيخ انصارى فرمود : اين دو قول متفرع است بر اين مطلب كه : در صورت امكان رعايت علم تفصيلى در انجام تكليف ، واجب است ؛ و مبناى آن دو قول بر اين سؤال استوار است كه آيا رعايت علم تفصيلى از جهت خود واجب ، واجب است ، بنابراين : در صورتى كه مهمل گذاشتن علم تفصيلى ، موجب تردّد در اصل واجب باشد ،