تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تماما مىخوانم ، همان واجب واقعى است يا نه ؟ همان استصحاب در اينجا نيز مىگويد : خير ، برائت ذمّه براى تو حاصل نشده است . پس : اگر استصحاب مانع از محتمل دوم باشد ، از محتمل اوّل نيز مانع خواهد بود . حال : سؤال ما از شما اينست كه : شما با چه اميدى محتمل اوّل را به جا آورديد ، و چرا اين استصحابات را جارى نكرديد ؟ خواهيد گفت به احتمال اين كه فعل ما همان واجب واقعى باشد . كه اين خود احتياط است . همان‌طور كه ظهرتان را به اين اميد انجام مىدهيد ، عصرتان را نيز به جاى آوريد و به اين استصحابات توجه نكنيد . و امّا قول دوّم در پاسخ به سؤالى كه نسبت به فرض دوم شد اينست كه : نبايد تمام توجّه خود را به ذات الواجب بدهيم كه آيا محتملات آن كم مىشود يا نه ؟ بلكه بايد صفات و خصوصيات را نيز كه علم تفصيلى به ترتيب است مورد نظر قرار داده و در صورتى كه مىتوان نسبت به آن علم تفصيلى پيدا نمود ، لازم مىشود . پس : فرض و طريق دوم باطل است ، چون كه سبب علم تفصيلى به ترتيب حين العمل نمىباشد . بله ، پس از انجام مجموع محتملات معلوم مىشود ، و لكن كافى نيست . نكته : آنچه در اين فرض گفته شد راجع به انجام عمل در وقت مشترك است ، و لذا طريقهء دوم در وقت مختصّ به طور كلّى باطل است . زيرا اصل در اينجا عدم الامر است . * فرض سوم از فروض چهارگانه چيست ؟ اينست كه : مكلّف ، ظهر را بخواند قصرا سپس شروع كند عصر را قصرا و اتماما بخواند پس از آن نماز ظهر را تماما بخواند . به عبارت ديگر : ابتدا بعض محتملات واجب مقدم را انجام مىدهد و مثلا ظهر را قصرا مىخواند ، سپس جميع محتملات واجب متأخر را به جا مىآورد ، يعنى عصر را قصرا و تماما مىخواند و دوباره نماز ظهر را تماما مىخواند . * چه اشكالى برفرض سوم وارد است ؟ استصحاب عدم اتيان واجب واقعى يعنى ظهر و استصحاب بقاء اشتغال ذمه به آن جلوى ما را براى ورود در عصر با همهء محتملاتش مىگيرد .