به عبارت ديگر :
مىگويى : اين نماز را به اين جهت مىخوانم تا به واسطهء انجام آن و انجام ساير محتملات كه سه نماز به سه جهت ديگر است ، واجب واقعى الى القبلة محقّق شود ، چنان كه تحقّق واجب واقعى بخاطر تحقّق قرب به خداست .
بنابراين :
1 - غايت نيّت ، صلاة الى القبلة و واجب واقعى است .
2 - غايت غايت فوق كه صلاة الى القبله است ، قرب به خداست .
پس : هم قصد وجه روى واجب واقعى قرار مىگيرد ، هم قصد قربت ، آنچه باقى مىماند قصد تعيين است .
چرا ؟ زيرا : نمىتوانى تعيين بكنى كه اين يكى قبلهء واقعى است يا آن يكى .
به عبارت ديگر :
پس از انجام نماز اول به يك جهت به هريك از سه نماز ديگر كه مىرسيد همان نيّت را بكنيد تا آن غايت الفعل كه مثلا صلاة الى القبلة است احراز شود .
خلاصه اينكه : در هريك از اين چهار نماز نيّت مىكنى كه اين نماز را بجا مىآورم قربة الى اللّه .
* پس مراد از ( و يترتّب على هذا . . . ) چيست ؟
اينست كه : متفرع مىشود بر اين گونه نيّت و قصد اين مطلب كه شماى مكلّف بايد از همان ابتدا مصمّم باشيد كه بقيّهء محتملات را هم با همين نيّت انجام دهيد و الّا نيّت مذكور محقّق نمىشود .
به عبارت ديگر :
لازمهء اينكه هدف تو احراز واجب واقعى آنهم قربة الى اللّه باشد ، اينست كه : از ابتدا بناى تو بر اين باشد كه قصد انجام آن سه نماز ديگر را داشته باشى . چرا ؟
زيرا اگر از اوّل قصد هر چهار نماز را به چهار طرف نداشته و گفتى فعلا يكى را مىخوانم و چنانچه خواستم و ميلم كشيد بقيه را هم مىخوانم ، از كجا معلوم كه اين نمازى كه مىخوانى همان واجب واقعى باشد .
پس اگر بخواهى واقعا واجب واقعى را محقّق سازى ، بايد از اوّل كه شروع به نماز مىكنى ، انجام همهء محتملات ( و در اينجا هر چهار نماز ) را در قصد خود لحاظ كنى .
البته :
اين مطلبى كه گفته شد مربوط به مواردى است كه شما علم اجمالى داريد ، لكن در مواردى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٧