تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
به عبارت ديگر : مىگويى : اين نماز را به اين جهت مىخوانم تا به واسطهء انجام آن و انجام ساير محتملات كه سه نماز به سه جهت ديگر است ، واجب واقعى الى القبلة محقّق شود ، چنان كه تحقّق واجب واقعى بخاطر تحقّق قرب به خداست . بنابراين : 1 - غايت نيّت ، صلاة الى القبلة و واجب واقعى است . 2 - غايت غايت فوق كه صلاة الى القبله است ، قرب به خداست . پس : هم قصد وجه روى واجب واقعى قرار مىگيرد ، هم قصد قربت ، آنچه باقى مىماند قصد تعيين است . چرا ؟ زيرا : نمىتوانى تعيين بكنى كه اين يكى قبلهء واقعى است يا آن يكى . به عبارت ديگر : پس از انجام نماز اول به يك جهت به هريك از سه نماز ديگر كه مىرسيد همان نيّت را بكنيد تا آن غايت الفعل كه مثلا صلاة الى القبلة است احراز شود . خلاصه اينكه : در هريك از اين چهار نماز نيّت مىكنى كه اين نماز را بجا مىآورم قربة الى اللّه . * پس مراد از ( و يترتّب على هذا . . . ) چيست ؟ اينست كه : متفرع مىشود بر اين گونه نيّت و قصد اين مطلب كه شماى مكلّف بايد از همان ابتدا مصمّم باشيد كه بقيّهء محتملات را هم با همين نيّت انجام دهيد و الّا نيّت مذكور محقّق نمىشود . به عبارت ديگر : لازمهء اينكه هدف تو احراز واجب واقعى آن‌هم قربة الى اللّه باشد ، اينست كه : از ابتدا بناى تو بر اين باشد كه قصد انجام آن سه نماز ديگر را داشته باشى . چرا ؟ زيرا اگر از اوّل قصد هر چهار نماز را به چهار طرف نداشته و گفتى فعلا يكى را مىخوانم و چنانچه خواستم و ميلم كشيد بقيه را هم مىخوانم ، از كجا معلوم كه اين نمازى كه مىخوانى همان واجب واقعى باشد . پس اگر بخواهى واقعا واجب واقعى را محقّق سازى ، بايد از اوّل كه شروع به نماز مىكنى ، انجام همهء محتملات ( و در اينجا هر چهار نماز ) را در قصد خود لحاظ كنى . البته : اين مطلبى كه گفته شد مربوط به مواردى است كه شما علم اجمالى داريد ، لكن در مواردى