قبيل نيّت ، قصد قربت و قصد امتثال ، اصلا امكان لحاظ نداشتهاند چرا كه معلول امرند و پس از تعلّق امر بفعل ، به حكم عقل پديد مىآيند .
* و امّا حاصل و نتيجهء اين بحثها چه شد ؟
اين شد كه اگر قرار باشد يك روزى يكى از اين امور به دليلى ناديده گرفته شود ، بايد آنكه پس از تعلّق امر به فعل پديد مىآيد و در رتبهء متأخر از امور قبل الامرى قرار دارند حذف و ناديده گرفته شوند و نه امور تحت الامرى .
چرا ؟
زيرا : امور بعد الامرى مقيّد به قيد تمكّن هستند ، بدين معنا كه :
وقتى عقل مىگويد : صلّ مع النيّة ، به شرط توان و تمكّن مىگويد پس اگر قادر برآن نشدى شرط مزبور ساقط مىشود .
نتيجهء نهائى اينكه :
1 - اگر شما تفصيلا مىدانى كه نماز ظهر با چنين اجزاء و شرائطى واجب است به حسب حكم عقل اقدام به انجام يك نماز كامل العيار همراه با نيّت مىكنى ، كه اين معناى تمكّن است .
2 - و چنانچه علم تفصيلى به اجزاء و شرائط قبل الامرى و يا بعد الامرى ندارى بلكه اجمالا مىدانى كه مثلا قبله شرط نماز است و لكن نمىدانى كه در كدام جهت است ، شما تمكّن از انجام شرط مزبور را ندارى .
يعنى : قادر بر انجام مأمور به با نيّت كامل نيستى ، و لذا مىتوانى از نيّت كه همان قصد تعيين است و بعد الامرى بگذرى .
* با توجّه به مطالب فوق مراد از ( انّ النيّة فى كلّ من الصلوات المتعدّدة . . . ) چيست ؟
درحقيقت پاسخ به اين سؤال است كه :
اكنون كه بنا شد ما اين شرايط را رعايت كنيم و فى المثل در احراز قبله به هر چهار جهت نماز بگذاريم ، قصد وجه و يا همان نيّت در اين چهار عمل چه مىشود ؟ به كدام يك از اين چهار عمل قصد وجوب كنيم و به كدام يك قصد قربت ؟
و لذا شيخ ( ره ) مىفرمايد :
سابقا در مسألهء ظهر و جمعه طريقهء نيّت كردن را به شما آموختم و آن اينكه :
به هر محتملى كه مىرسيد اينگونه نيّت كنيد كه اين محتمل را بجا مىآورم ، تا به توسط اين و ساير محتملاتى كه قبل و يا بعد آن انجام مىشود ، واجب واقعى تحقّق يابد قربة الى اللّه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٦