ترجمه
تنبيه دوم ( در چگونگى نيّت در نمازهاى متعدّده در هنگام مشتبه شدن قبله و امثال آن )
نيّت در هريك از نمازهاى چهارگانه ، برطبق همان مطلبى است كه در مسئله ظهر و جمعه گذشت ، و حاصل آن اين بود كه :
نيّت مىكند ( مكلّف ) انجام نيّت را در هريك از اين دو ( يعنى ظهر و جمعه ) ، از روى احتياط ، جهت تحقّق آن واجب واقعى كه مردّد است بين اين نماز و نماز ديگر قربة الى اللّه بنابراين كه اين قرب الى اللّه علّت باشد براى احراز ( واقعى ) كه غايت قرار داده شده براى فعل ( بدين معنا كه يكى غاية الفعل است و ديگرى غاية الغاية ) .
و مترتب مىشود بر اين ( چنين نيتى ) اينكه مكلّف ناگزير است كه در زمان انجام يكى از دو نماز ، عازم بر انجام نماز ديگر هم باشد ، چرا كه نيّتى كه ذكر گرديد ( و من به شما آموختم ) بدون لحاظ همهء محتملات محقّق نمىشود .
زيرا كسى كه انجام يكى از دو نماز ( و يا چهار نماز ) را على تقدير قصد نموده ، قصدكنندهء امتثال واجب واقعى نيست .
بله ، او قصدكنندهء امتثال واجب واقعى است ( لكن ) بنا بر فرض مصادف واقع شدن اين محتمل ( كه انجام مىدهد ) با وجوب واقعى و نه على كلّ تقدير .
و اين ( چنين نيتى كه على اللّه و صرف احتمال است ) ، در عباداتى كه وقوع تعبد به آن اجمالا معلوم است كافى نيست ( چرا كه بحث ما در علم اجمالى است و نه شك بدوى كه صرف احتمال هم در آن كفايت مىكند ) .
بله ، اگر ( به نحو شك بدوى ) احتمال داده شود كه فلان شىء عبادت است مثل : غسل جنابت ، در صورت احتمال جنابت ، اكتفا مىشود در آن به ( همان يك غسل ) به قصد امتثال و نه فرض تحقّق امر به سبب انجام آن ، چرا كه در اينجا ( يعنى شك بدوى ) تقدير ديگرى نيست ، تا اراده شود از آن ، تعبّد ( و وجوب ) برآن تقدير ديگر .
پس : نهايت چيزى كه قصد آن در اينجا ممكن است : همان نيت ( كردن است ) به صورت احتمال ، به خلاف ما نحن فيه كه ثبوت تعبّد ( و وجوب ) يكى از دو امر اجمالا معلوم است و جزم به تعبد ( و احراز ) در آن لازم است .