تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
يعنى : اگر علم به ترتيب ما فات داريم بايد حتما ترتيب در قضاى آن را رعايت كنيم و الّا مجزى نخواهد بود . و امّا مراعات ترتب در همين شرط عند الجهل بر اساس مشهور از جمله شهيد ثانى ، ساقط مىشود . حال : مسألهء غصبى نبودن مكان نمازگزار و اباحهء آنكه عند العلم و التفات شرطيّت دارد و لكن عند الجهل بالحكم او الموضوع و يا عند النسيان شرط نيست و مراعات لازم ندارد ، از همين قبيل است . و امّا راجع به برخى از شروط از قبيل استقبال الى القبلة ، طهارت ساتر و بدن ، طهارت مسجد و . . . اين سؤال مطرح است كه آيا از شروط واقعى هستند تا احتياط در مورد آنها لازم باشد و يا اينكه از شروط علميّه تا در صورت جهل ، ساقط شده و احتياط در مورد آنها لازم نباشد ؟ * چه پاسخى به اين سؤال داده شده است ؟ از كلام ابن ادريس حلّى برمىآيد كه اين‌ها از شروط علميّه هستند ، يعنى : 1 - اگر علم تفصيلى به قبله ، طهارت و ساتر ، داريم ، مراعات هريك لازم است . 2 - اگر علم تفصيلى به اين امور نداريم ، اين امور شرطيت ندارند و مراعاتشان لازم نمىباشد . * اولين دليل ابن ادريس بر اين مدّعا چيست ؟ - انصراف است ، بدين معنا كه ادلّهء شرائط انصراف دارند به فرد اكمل كه صورت علم تفصيلى باشد و لذا شامل ساير صور از جمله علم اجمالى و شك نمىباشند ، مثل : مراعات ترتيب بين نمازهاى فوت شده كه شرط علمى بوده و عند العلم لازم است و نه مطلقا . فى المثل : فولّ وجهك شطر المسجد الحرام ، انصراف دارد به كسانى كه شطر المسجد الحرام و يا قبله را تفصيلا مىدانند در نتيجه شامل كسانى كه قبله را نمىدانند نمىشود . به عبارت ديگر : قبله شرط نماز است در صورتى كه انسان تفصيلا بداند قبله كدام طرف است پس اگر آن را تفصيلا نداند و نسبت به آن شك داشته باشد ، شرطيتش ساقط مىشود . * دليل دوّم ابن ادريس و امثال او چيست ؟ اينست كه : در اينجا دو دسته دليل وجود دارد : الف : يك دسته عبارتند از قبله ، ساتر و . . . ب : يك دسته هم عبارتند از : قصد تعيين ، قصد وجه و قصد قربت جزمى .