است و نه در ماهيّت مكلّف به ، مثل :
الف : تردّد شما در قبله كه در كدام يك از جهات چهارگانه است .
ب : تردّد شما در ساتر طاهر كه كداميك از دو لباس شماست .
حال : از آنجا كه شما قبله را كه شرط صلاة است نمىدانى ، مكلّف به شما نيز مردّد مىشود .
يعنى : نمىدانى كه نماز به اين جهت واجب است و يا به آن جهت ديگر ، و باز شما مردّد مىشوى بين المتباينين .
* چه تفاوتى بين اين مثال و مثال بالا وجود دارد ؟
- در مثال قبلى تردّد شما ناشى از اختلاف در مكلّف به بود بدين معنا كه تو شك دارى در اينكه ظهر مكلّف به است يا عصر ؟
امّا : در اين مثال ماهيّت مكلّف به مورد اختلاف نيست ، بلكه شك در شروط خارجى نماز است .
يعنى : اجزاء نماز ظهر كه مىخواهى آن را بخوانى معيّن است ، لكن چون قبله را نمىدانى سبب مىشود كه مردد شوى آيا نماز ظهر را به اين طرف بايد بخوانى و يا به آن طرف ؟
در نتيجه :
شما مردّد مىشوى بين المتباينين و منشا اين تردّد شك در شرط است و نه اختلاف در ماهيّت مكلّف به ، زيرا قبله از جملهء شروط است .
* قبل از بيان امثلهء ديگر و حكم راجع به اين امور بفرمائيد شروط بطور كلّى بر چند قسماند ؟
بطور كلّى بر دو قسماند :
1 - برخى از شروط واقعيّهاند 2 - برخى از شروط علميّه و ذكريّهاند .
1 - شروط واقعيّه ، شروطى هستند كه عمل مكلّف مثلا نماز در واقع و نفس الامر بايد واجد آن شرائط باشد و الّا نمازش صحيح نمىباشد . و در اين مسئله ، لا فرق بين العلم و الجهل و الالتفات و الغفلة .
مثل : طهارت ، نسبت به نماز ، چرا كه در روايت آمده است لا صلاة الّا به طهور حال ، مراد از طهور ، طهور واقعى است و نه ظهور علمى و گرنه قيد زائد مىطلبيد .
2 - شروط علميّه ، شروطى هستند كه عند العلم و التفات شرطاند ، لكن عند الجهل و النسيان شرطيّت ندارند .
مثل : ترتيب در قضاء فوائت از جمله نماز ، چرا كه در صوم و حج و . . . ترتيب لازم نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٧