تشريح المسائل
* مراد از ( ما اذا اشتبه الواجب بغيره من جهته اشتباه الموضوع ) چيست ؟
بيان چهارمين مسئله از مسائل علم اجمالى و شبههء وجوبيّه ، و دوران بين متباينين يعنى شبههء موضوعيّه است .
بدين معنا كه دوران ميان دو يا چند امر است و منشا دوران هم امور خارجيّه است .
فى المثل :
1 - اجمالا مىدانم كه يكى از نمازهاى پنجگانهء ديروزم قضا شده ، و مخاطب به خطاب اقض ما فات هستم ، لكن تفصيلا نمىدانم كه آيا اين نماز فوت شده نماز دوركعتى است يا سهركعتى و يا چهارركعتى ؟
امّا منشا اين ترديد ، فراموشكارى خودم مىباشد و مربوط به شارع نمىشود .
نكته : شك و شبهه در اين مثال :
1 - شك در مكلّف به است ، چون كه نمىدانم مكلّف به من ظهر است يا عصر است يا . . .
2 - شبهه وجوبيّه است ، چون كه نمىدانم قضاى كدام يك از اين نمازها بر من واجب است .
3 - متباينين است ، چرا كه هريك از اين نمازها متباين با يكديگرند .
4 - شبههء موضوعيّه است ، چون كه منشا شبهه امور خارجيه است .
* مراد از ( و الاقوى هنا ، ايضا ، وجوب الاحتياط كما فى الشبهة المحصورة . . . ) چيست ؟
بيان وظيفهء مكلّف است در هنگام شك و شبههء فوق مبنى بر اينكه :
همانطور كه در شبههء موضوعيّهء تحريميّه گفتيم چون مخالفت قطعيّه حرام است و موافقت قطعيه واجب ، پس بايد احتياط نمود ، همانطور هم در شبههء موضوعيّه وجوبيّه مىگوئيم احتياط واجب است .
و امّا دليلمان بر وجوب احتياط در اينجا عين همان دليلى است كه در مسألهء اوّل ، دوم و سوّم آمد كه خطابات روى واقع رفته و مقيد به علم تفصيلى نيست .
پس : در ما نحن فيه نيز ، خطاب اقض ما فات و يا صلّ الى القبلة و يا توضّأ بالماء المطلق متوجه من مكلّف شده و مراد از آن ما فات واقعى ، قبلهء واقعى و . . . مىباشد .
پس :