( پاسخ شيخ به رأى جناب قمى )
شيخ مىفرمايد :
شما آگاهيد به اينكه اشتباه در يك موضوع ، در هيچ جا ، از جملهء تكليف بالمجمل نيست ( يعنى : شبههء موضوعيّه ربطى به خطاب مجمل ندارد ) .
زيرا : مكلّف به ، ( يعنى اقض ما فات و يا صلّ الى القبلة ) ، مفهومى است معيّن كه اشتباه به دليل برخى عوارض خارجيّه در مصداق آن رخ داده است مثل نسيان ( كه شما فراموش كردهاى ظهرت فوت شده يا عصر ؟ ) و نحو آن ( مثل نمازى كه از پدر و مادرت فوت شده لكن نمىدانى چند روز فوت شده ؟ ) .
و خطاب صادره ( از جانب شارع ) براى قضاى ما فات ، هم شامل ما فات معلومهء بالتفصيل را شامل است ، هم ما فات مجهوله را ( كه محل بحث ماست ) .
و لذا ( اقض ما فات ) ، اختصاص ندارد به مافاتى كه معلوم بالتفضيل است نه عقلا و نه شرعا .
پس : قضاى ما فات واجب است و ( مكلّف ) عقاب مىشود به خاطر ترك آن در صورت جهل ( و عدم علم تفصيلى بدان ) ، همانطور كه عقاب مىشود در اثر ترك آن در صورت علم تفصيلى ( بدان ) .
( مؤيّدى بر آنچه گفته شد )
و تأييد مىكند آنچه را ( در لزوم احتياط ) گفتيم ، حديثى كه در وجوب قضاء سه نماز ، وارد شده بر كسى كه يك نماز از پنج نماز يوميّهء او فوت شده است ، درحالىكه معلّل شده است به برائت از ذمّه .
پس ظاهر تعليل مفيد عموم مراعات آن است در هرجائى كه واجب در آنجا مشتبه شود ( و گرچه مورد حديث خاص است ) .
و لذا ، مشهور فقهاء از مورد حديث كه تردد آن ميان چهارركعتى ، سهركعتى و دوركعتى است ، تعدّى كرده و به نماز فوتشدهء مسافرى كه مردد ميان دوركعتى و سهركعتى است ، به دو نماز در آن اكتفا نمودهاند .
* * *