1 - يكى اجمال الخطاب ذاتى تعمّدى و آن عبارتست از اينكه :
خطاب صادره از شارع ، از همان روز اوّل مجمل بوده و مولى در هنگام خطاب تعمدا اجمالگوئى كرده چرا كه مصلحت در اين بوده است كه مراد شارع بطور مبيّن القاء نشود .
فى المثل : مولى مىدانست كه اگر بگويد : صلّ الوسطى ، مخاطب نمىفهمد كه وسطى چيست و لذا از روى عمد گفت : صلّ الوسطى تا او نداند كه ظهر است و يا جمعه .
نكته :
الف : معناى اين مطلب اينست كه : علم تفصيلى در اين مورد شرط نيست .
ب : در اين فرض يعنى در جائى كه اجمال الخطاب تعمّدى است ، جناب قمى و محقّق خوانسارى احتياط را واجب مىدانستند .
البته ، جناب قمى نهايتا فرمود كه اين صرف فرض است و واقعيت خارجى ندارد ، چرا كه چنين چيزى براى ما قابل اثبات نيست .
2 - اجمال الخطاب ذاتى اتفاقى ، و آن عبارتست از اينكه :
خطاب صادره از شارع از همان زمان خطاب اجمال داشته و مخاطبين هم مراد از خطاب را نفهميدهاند .
منتهى ، شارع تعمّدى بر اجمالگوئى نداشته ، بلكه تصورش اين بوده كه مخاطب مفهوم خطابش را خواهد فهميد و لكن مخاطب از روى اتفاق و يا تصادف متوجّه مراد و منظور او نشد .
نكته : فرض مزبور نيز ملحق به فرض اوّل است ، چرا كه اساسا نسبت به شارع چنين چيزى قابل تصوّر نيست ، اگرچه نسبت به موالى عرفيّه متصوّر است كه مورد بحث ما نمىباشد .
3 - اجمال الخطاب عارضى و آن عبارتست از اينكه :
خطاب صادره از جانب شارع در هنگام صدور براى مخاطب روشن بود و لكن بعدها در اثر عروض عوارض و يا بروز موانع براى امثال ما كه در مجلس خطاب نبوديم مجمل شده است ، و حال آنكه اين خطابات شامل ما نيز مىشود .
نكته :
سه فرض مزبور بر اين اساس است كه خطابات قرآنيه شامل معدومين هم مىشوند كه از نظر ما درست نيست .
4 - اجمال الخطاب تسامحى و آن عبارتست از اينكه :
خطابى كه اكنون بدست ما رسيده مجمل است و لكن اساسا ما مخاطب به آن نيستم ، بدين
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢١