تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
1 - يكى اجمال الخطاب ذاتى تعمّدى و آن عبارتست از اينكه : خطاب صادره از شارع ، از همان روز اوّل مجمل بوده و مولى در هنگام خطاب تعمدا اجمال‌گوئى كرده چرا كه مصلحت در اين بوده است كه مراد شارع بطور مبيّن القاء نشود . فى المثل : مولى مىدانست كه اگر بگويد : صلّ الوسطى ، مخاطب نمىفهمد كه وسطى چيست و لذا از روى عمد گفت : صلّ الوسطى تا او نداند كه ظهر است و يا جمعه . نكته : الف : معناى اين مطلب اينست كه : علم تفصيلى در اين مورد شرط نيست . ب : در اين فرض يعنى در جائى كه اجمال الخطاب تعمّدى است ، جناب قمى و محقّق خوانسارى احتياط را واجب مىدانستند . البته ، جناب قمى نهايتا فرمود كه اين صرف فرض است و واقعيت خارجى ندارد ، چرا كه چنين چيزى براى ما قابل اثبات نيست . 2 - اجمال الخطاب ذاتى اتفاقى ، و آن عبارتست از اينكه : خطاب صادره از شارع از همان زمان خطاب اجمال داشته و مخاطبين هم مراد از خطاب را نفهميده‌اند . منتهى ، شارع تعمّدى بر اجمال‌گوئى نداشته ، بلكه تصورش اين بوده كه مخاطب مفهوم خطابش را خواهد فهميد و لكن مخاطب از روى اتفاق و يا تصادف متوجّه مراد و منظور او نشد . نكته : فرض مزبور نيز ملحق به فرض اوّل است ، چرا كه اساسا نسبت به شارع چنين چيزى قابل تصوّر نيست ، اگرچه نسبت به موالى عرفيّه متصوّر است كه مورد بحث ما نمىباشد . 3 - اجمال الخطاب عارضى و آن عبارتست از اينكه : خطاب صادره از جانب شارع در هنگام صدور براى مخاطب روشن بود و لكن بعدها در اثر عروض عوارض و يا بروز موانع براى امثال ما كه در مجلس خطاب نبوديم مجمل شده است ، و حال آنكه اين خطابات شامل ما نيز مىشود . نكته : سه فرض مزبور بر اين اساس است كه خطابات قرآنيه شامل معدومين هم مىشوند كه از نظر ما درست نيست . 4 - اجمال الخطاب تسامحى و آن عبارتست از اينكه : خطابى كه اكنون بدست ما رسيده مجمل است و لكن اساسا ما مخاطب به آن نيستم ، بدين