آن براى ما روشن نيست ، بلكه ميان دو يا چند امر مردّد است بعيد نيست كه ما در اينجا قائل به احتياط شده ، حكم به لزوم انجام همهء اطراف شبهه كنيم ، تا اينكه يقين به برائت ذمّه حاصل كنيم .
فى المثل : اگر مولى به عبدش امر كند و بگويد : صلّ الوسطى ، و عبد نداند كه منظور از وسطى ظهر است و يا جمعه ؟ مىتوان احتياطى شد و گفت : هم ظهر واجب است و هم جمعه .
سپس مىفرمايد : كلام محقق خوانسارى ظاهرا با ما موافق است .
* پس مراد از ( و لكنّ التّأمّل فى كلامه يعطى عدم ظهور كلامه فى الموافقة . . . ) چيست ؟
بيان جناب شيخ است مبنى بر اينكه :
بعد از كمى تأمّل در مىيابيم كه خير ، مورد بحث جناب خوانسارى با موردى كه محلّ بحث ماست فرق دارد ، و ايشان در اجمال نصّ در متباينين با ما موافق نيست .
* قبل از توضيح مطلب اخير بفرمائيد آيا خطابات شفاهى قرآن و يا عموم خطابات آن به مشافهين يعنى موجودين حاضرين اختصاص دارد و يا شامل غائبين و معدومين الى يوم القيامه هم مىشود ؟
در پاسخ به اين سؤال دو نظريهء عمده وجود دارد :
1 - فقهاء شيعه بالاتفاق و علماى عامّه اكثرا برآناند كه خطابات مزبور يعنى : افعلها و لاتفعلها به موجودين و حاضرين در زمان خطاب اختصاص دارد ، و شامل معدومين و غائبين در زمان نزول وحى نمىشود .
يعنى : اشتراك ما در اين روزگار با مسلمانان صدر اسلام در بايدها و نبايدها ، از راه مخاطب بودن به اين خطابات نيست ، بلكه از راه اجماع و ضرورت است .
و ما زمانى مكلّف به آن تكاليف هستيم كه شرايط ما با آنها يكسان باشد بدين معنا كه :
حاضرين در زمان خطاب علم تفصيلى به مورد افعل و يا لا تفعل داشتهاند ، پس : بايد براى ما نيز علم تفصيلى حاصل شود و الا معلوم نيست كه ما و آنها تكاليف يكسان داشته باشيم ، كه جناب شيخ نيز اين قول را برگزيده است .
2 - برخى از اهل سنت برآناند كه خطابات قرآنيه تعميم داشته و شامل همهء افراد انسانى در همهء اعصار و امصار مىشوند .
* مقدّمة بفرمائيد كه اجمال الخطاب را چند جور مىتوان تصوّر كرد ؟
چهار نوع تصوّر مىشود :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٠