تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بله : خطاب بالمجملى كه مكلّف امكان احتياط در آن را ندارد قبيح است و لكن محلّ بحث ما اين نيست ، بلكه محل بحث ما آن خطاب مجملى است كه احتياط در آن ممكن است . مثل : صلاة الوسطى ، كه مىتوان نسبت به آن‌هم ظهر را خواند و هم جمعه را . * آخرين پاسخ شيخ به دليل مذكور چيست ؟ مىفرمايد : به فرض كه خطاب مجمل قبيح باشد ، و لكن در صورتى قبيح است كه خطاب از اوّل مجمل باشد ، و حال آنكه اين خطاباتى كه امروز ما به عنوان خطابات مجمل روى آن بحث مىكنيم از روز اول مجمل نبوده‌اند ، بلكه بعدها در اثر عواملى حالت اجمال به خود گرفته است ، و لذا جا ندارد كه شما بگوئيد : - الخطاب المجمل و تأخير البيان عن وقت الحاجة ، قبيح على المولى پس : جناب قمى ، دليلى كه شما آورديد ، فاقد مجرى مىباشد . * مراد از ( قال فى مسألة التّوضّؤ بالماء المشتبه بالنّجس ، بعد . . . ) چيست ؟ اشاره به مخالف ديگر يعنى محقق خوانسارى است كه در ظاهر عباراتش با ما اظهار موافقت كرده ، و در مورد اجمال الخطاب فرموده است كه احتياط واجب است . فى المثل : در وضو ساختن با آب مشتبه به نجس ، در دو ظرفى كه اجمالا مىدانيم يكى از آن دو نجس است مىفرمايد : وظيفهء ما اينست كه از هر دو اجتناب كرده و با هيچ‌يك وضو نگيريم و لكن به مناسبتى بحث را برده است به آنجائى كه مىگويد : ما در باب عبادات مكلّف به انجام آن اجزاء و شرايطى هستيم كه به دلائل معتبر براى ما ثابت شده است ، لكن نسبت به ما زاد برآن مكلّف نيستيم . يعنى : نسبت به اجزاء و شرايطى كه ثابت نشده و مشكوك‌اند تكليفى نداريم . فى المثل : در جائى كه شك كنيم آيا نماز 9 جزئى واجب است و يا 10 جزئى ، مكلّف به همان نماز 9 جزئى بوده و نسبت به آن جزئى كه ثابت نشده و مشكوك است تكليفى نداريم . يعنى : در اقلّ و اكثر ارتباطى ، اقلّ را كه قدر متيقّن است ، بجا مىآوريم و در اكثر كه مشكوك است ، برائت جارى مىكنيم ، كه در آينده ، روى آن بحث خواهد شد . * پس مراد از ( نعم ، لو حصل يقين بالتكليف بامر و لم يظهر معنى ذلك الامر ، بل . . . ) چيست ؟ اينست كه جناب خوانسارى پس از آن بحث را برده است به جائى كه مىفرمايد : بله ، اگر در موردى يقين حاصل كنيم كه نسبت به فلان امر تكليف داريم و لكن معنا و مفهوم