- واجب واقعى همان محتمل دومى است ، كه لازم الاتيان است .
پس :
1 - اين وجوب يك اثر عقلى است .
2 - اثر عقلى ، اصل مثبت است .
اصل مثبت هم حجّت نيست .
و امّا اينكه گفتند :
استصحاب مىكنيم عدم انجام واجب واقعى را ، به آنها مىگوئيم : پس واجب واقعى محتمل ثانى است .
سپس : از آنها مىپرسيم اين يك اثر عقلى است و يا شرعى ؟
خواهند گفت : يك اثر عقلى .
به آنها مىگوئيم : استصحاب نسبت به اثر عقلى اصل مثبت است و حجت نيست .
حاصل بحث اينكه :
وجوب محتمل ثانى نسبت به مستصحبات سهگانه از باب لوازم عقليه است ، درحالىكه استصحاب اثباتكنندهء لوازم عقليّه نمىباشد .
* مراد از ( و من هنا ظهر الفرق بين ما نحن فيه و بين استصحاب عدم فعل الظهر . . . ) چيست ؟
بيان تفاوت ميان استصحابات سهگانهء مذكور است با مواردى كه ما به واسطهء استصحاب وجوب شرعى عملى را بدست مىآوريم و در تأييد اين مطلب مثالى مىآورد كه استصحاب جارى است ، اثر شرعى هم دارد و اصل مثبت هم نمىباشد ، و آن اينست كه :
فى المثل : شما مىدانيد كه ظهر و عصر واجب است ، چنان كه هر روز به استثناى روزهاى جمعه ، ظهر و عصر مىخوانيد ، لكن مقدارى به غروب مانده شك مىكنيد كه آيا ظهر و عصرم را خواندهام يا نه ؟ استصحاب مىكنيد بقاء وجوب ظهر و عصر را .
يعنى مىگوييد :
اوّل وقت كه ظهر و عصر بر من واجب بود ، اكنون شك دارم و نمىدانم كه آيا اين واجب باقى است يا نه ؟ در اينجا :
يا استصحاب مىكنيد وجوب ظهر را و يا استصحاب مىكنيد عدم الاتيان را
در نتيجه : ظهر يا عصر يا هر دو مىشود واجب شرعى مولوى .
* جناب شيخ چه تفاوتى ميان اين استصحاب با آن استصحابات سهگانه وجود دارد ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٩