- در واقع اين وجوب با ضميمهء علم اجمالى به وجوب احدهما درست مىشود .
پس : بجاى استصحاب بايد پناه ببريد به حكم عقل كه از اوّل گفت : بايد هر دو را انجام بدهى ، چرا كه اشتغال يقينيّه ، مستدعى فراغت يقينيه است . حاصل و خلاصهء پاسخ شيخ اينست كه :
1 - اشتغال قابل استصحاب نيست ، چرا كه به حكم عقل است .
2 - حكم عقل از اوّل اين بود كه بايد هر دو را بجاى آورى چرا كه اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيه است .
3 - در انجام اين حكم عقل ، شكى لازم نمىآيد تا شما نيازمند به استصحاب باشيد .
پس : وجوب محتمل ثانى نسبت به بقاء اشتغال يك اثر عقلى است و نه يك اثر شرعى ، چرا كه استصحاب اشتغال در محتمل ثانى جارى نمىشود .
به عبارت ديگر : محتمل ثانى واجب است به حكم عقل و نه به حكم استصحاب .
* تكليف استصحاب دوم حضرات يعنى استصحاب وجوب ما وقع واقعا چه مىشود ؟
در ابتدا جهت تبيين مسألهء مورد بحث از آنها مىپرسيم كه :
اگر به شما خبر دهند كه يكى از دو نفر زيد و عمر كه در مسافرت بودهاند در اثر تصادف مردهاند . و شما استصحاب كنيد عدم مرگ يعنى حيات و زنده بودن زيد را لازمهء عقلى اين استصحاب چيست چه پاسخ مىدهيد ؟
بايد بگويند اينست كه : عمر مرده است .
از آنها مىپرسيم كه عمر مرده است ، اثر شرعى حيات زيد است يا اثر عقلى حيات زيد ؟
خواهند گفت : اثر عقلى است و نه اثر شرعى ، يعنى شرع نگفته است كه عمر مرده است ، بلكه لازمهء عقلى حيات زيد است .
حال از آنها سؤال مىكنيم كه :
اگر شما يكى از دو محتمل را بجا آوردهاى و در عين حال هنوز واجب واقعى باقى است لازمهء عقلى آن چيست ؟
بايد بگويد اينست كه : محتمل دوّم واجب است و بايد آن را بجاى آورم . در اينجا به آنها مىگوئيم :
در ما نحن فيه نيز شما يك عمل را بجاى آوردهاى ، لكن در عين حال مىگوئى واجب واقعى باقى است ، عقل به تو مىگويد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٨