تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
- در واقع اين وجوب با ضميمهء علم اجمالى به وجوب احدهما درست مىشود . پس : بجاى استصحاب بايد پناه ببريد به حكم عقل كه از اوّل گفت : بايد هر دو را انجام بدهى ، چرا كه اشتغال يقينيّه ، مستدعى فراغت يقينيه است . حاصل و خلاصهء پاسخ شيخ اينست كه : 1 - اشتغال قابل استصحاب نيست ، چرا كه به حكم عقل است . 2 - حكم عقل از اوّل اين بود كه بايد هر دو را بجاى آورى چرا كه اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيه است . 3 - در انجام اين حكم عقل ، شكى لازم نمىآيد تا شما نيازمند به استصحاب باشيد . پس : وجوب محتمل ثانى نسبت به بقاء اشتغال يك اثر عقلى است و نه يك اثر شرعى ، چرا كه استصحاب اشتغال در محتمل ثانى جارى نمىشود . به عبارت ديگر : محتمل ثانى واجب است به حكم عقل و نه به حكم استصحاب . * تكليف استصحاب دوم حضرات يعنى استصحاب وجوب ما وقع واقعا چه مىشود ؟ در ابتدا جهت تبيين مسألهء مورد بحث از آنها مىپرسيم كه : اگر به شما خبر دهند كه يكى از دو نفر زيد و عمر كه در مسافرت بوده‌اند در اثر تصادف مرده‌اند . و شما استصحاب كنيد عدم مرگ يعنى حيات و زنده بودن زيد را لازمهء عقلى اين استصحاب چيست چه پاسخ مىدهيد ؟ بايد بگويند اينست كه : عمر مرده است . از آنها مىپرسيم كه عمر مرده است ، اثر شرعى حيات زيد است يا اثر عقلى حيات زيد ؟ خواهند گفت : اثر عقلى است و نه اثر شرعى ، يعنى شرع نگفته است كه عمر مرده است ، بلكه لازمهء عقلى حيات زيد است . حال از آنها سؤال مىكنيم كه : اگر شما يكى از دو محتمل را بجا آورده‌اى و در عين حال هنوز واجب واقعى باقى است لازمهء عقلى آن چيست ؟ بايد بگويد اينست كه : محتمل دوّم واجب است و بايد آن را بجاى آورم . در اينجا به آنها مىگوئيم : در ما نحن فيه نيز شما يك عمل را بجاى آورده‌اى ، لكن در عين حال مىگوئى واجب واقعى باقى است ، عقل به تو مىگويد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 108 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى