تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
به عبارت ديگر : برخى موافقت قطعيّه را در علم اجمالى واجب مىدانند ، برخى هم اگر آن را واجب نمىدانند لا اقل مخالفت قطعيّه را هم حرام مىدانند . به عبارت ديگر : الف - هر دو گروه در اصل وجوب محتمل اوّل متفق‌اند ، يعنى اصل وجوب آن اجماعى است . ب - اجماع خود يك دليل شرعى است . پس : وجوب محتمل اوّل شرعى است بالاجماع . حال مىگويد : الف - وجوب محتمل اوّل شرعى است . ب - هر واجب شرعى مقرّب است . پس : مىتوان به محتمل اوّل قصد قربت و قصد وجه نمود معيّنا و بلامانع . 2 - و امّا راه درست كردن وجوب شرعى در محتمل دوم اينست كه بگوئيم : نسبت به عمل ( و يا نماز ) دوّم كه فى المثل ظهر باشد ، شك دارم كه واجب است يا نه واجب نمىباشد ؟ در اينجا : استصحاب بقاء وجوب مىگويد : محتمل دوم نيز واجب شرعى مولوى است . پس : دومى را نيز به قصد وجوب و به قصد قربت مىخوانيم . به عبارت ديگر : الف - استصحاب به بركت اخبار لا تنقض حجّت بوده و خود يك دليل شرعى است . ب - وجوب محتمل دوم به واسطه استصحاب درست شده پس : وجوب محتمل دوم هم شرعى است و مىتوان آن را به قصد قربت و قصد وجه انجام داد . * مراد مستشكل از ( فانّ مقتضى الاستصحاب بقاء الاشتغال ) چيست ؟ اينست كه : اين استصحاب عبارتست از : استصحاب بقاء اشتغال ذمّه ، بدين معنا كه قبل از انجام هريك از دو طرف ، مكلّف مشغول به ذمّه بود ، لكن پس از انجام محتمل اوّل شك در بقاء آن داريم . پس : استصحاب مىكنيم بقاء اشتغال ذمّه را ، در نتيجه انجام محتمل دوّم نيز واجب مىشود . * مراد از ( فان مقتضى الاستصحاب عدم الاتيان بالواجب الواقعى . . . ) چيست ؟ يعنى : قبل از انجام هريك از دو محتمل ، واجب واقعى انجام نشده بود . در نتيجه : پس از انجام محتمل اوّل شك مىكنيم در بقاء آن .