خاصه كه از آيات و معجزات او آن قدر ظاهر شده است كه هيچ محصّلى را در آن ريبتى نتواند بود . و از آن جمله ، آن چه اخبار بدان مستفيض است و كتب صحاح بر آن مشتمل است ياد كنيم تا به مجامع آن اشارتى باشد ، بى آن كه تطويل آن در ميان آريم و به حكايت تفصيل مشغول شويم .
حق سبحانه و تعالى براى وى بارها عادت را خرق فرمود . چه ماه را در مكه بشكافت ، چون قريش آيتى در خواستند .
و مردمان بسيار را در خانهء جابر ، و در خانهء بو طلحه ، و در روز خندق ، از طعامى اندك بداد ، و همه از آن سير شدند .
و يك بار هشتاد كس را طعام داد از چهار مد جو و گوشت بزغالهء مادهاى كم از يك ساله - و چهار مد دو من و چهار يك منى باشد به وزن مكه .
و بار ديگر گروهى بيش از هشتاد كس را طعام داد از آن قرصهاى جوين كه انس مالك به دست گرفته و آورده بود .
و بار ديگر همهء لشكر را از خرماى اندك كه دختر بشير در دستهاى خود آورده بود طعام داد ، و همگنان از آن بخوردند تا سير شدند و فاضل آمد .
و از ميان انگشتان او آب بيرون آمد ، و همهء لشكر از آن سيراب شدند در جايى كه تشنه شده بودند .
و از قدحي خرد ، چنان كه دست در آن نتوانست گسترد ، وضو ساخت و آب وضو را در چشمهء تبوك ريخت ، و بار ديگر در چاه حديبيه ، كه هر دو آب نداشتند ، پس هر دو مورد آب موج زدن گرفت : از چشمهء تبوك همهء لشكر سيراب شدند و هزاران تن بودند ، و از چاه حديبيه هزار و پانصد كس آب نوشيدند .
و عمر خطّاب را فرمود كه چهار صد سوار را توشه [ 375 ] دهد از خرمايى كه در فراهمى چون جاى خفتن اشترى بود ، پس همه را از آن توشه داد و اصل آن برقرار خود بماند .
و يك مشت خاك روز بدر سوى لشكر مشركان انداخت و چشمهاشان بدان كور شد ، و حق تعالى در آن معنى اين آيت فرو فرستاد :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 77 » .
و خداى كهانت را به مبعث او باطل گردانيد ، پس نيست شد ، با آن چه ظاهر و موجود بود .
هامش
( 77 ) انفال 8 - 17 .