درازى و كوتاهى نسبت نداشت ، و آن چه از آن پيش آفتاب و باد ظاهر بودى چون إبريق سيمين بودى كه زر با وى آميخته باشد ، مىدرخشيد در سپيدى سيم و در سرخى زر .
و پهن سينه بود ، و گوشت بعضى اندام او به اندام ديگرش نرسيدى و در هموارى چون آينه بود ، و در سپيدى چون ماه . از ناف تا سينهء او از موى خطى باريك و هموار بود ، چون قضيب « 74 » ، و در سينه و شكم وى جز آن موى نبود . شكمش سه شكن داشت كه يكى از آن را إزار بپوشيدى و دو ظاهر بودى . و دوش او بزرگتر از ديگران بود و بسيار موى . و سرهاى استخوان او از دوش و از آرنج ضخامتى داشت . و پهن پشت بود . و ميان دو كتف خاتم نبوت داشت ، چنان كه به كتف راست نزديكتر بودى ، و در ميان آن خالى سياه بود كه به زردى زدى ، و گرد بر گرد آن مويهاى پيوسته ، چنانستى كه از فش « 75 » اسب است .
و بازوها و ارشها ستبر بود و سرهاش دراز ، و درون پنجه فراخ و اطراف بى شكنج بود « 76 » .
و انگشتان او چون شاخههاى نقره ، و كف او نرمتر از خز ، كف او چنانستى كه كف عطار است ، عطرى به دو رسيدى يا نه . چون كسى دست وى بگرفتى ، همه روز بوى خوش آن احساس كردى ، و چون دست بر سر كودكى نهادى ، سر وى از كودكان ديگر به بوى متميز شدى .
و اندامهاى او كه فرود إزار باشد ، از ران و ساق ، ستبر بود . و خلقت او در فربهى معتدل بود . و در آخر عمر تناور شده بود . و گوشت او متماسك بودى ، اى به يك ديگر استوار ، نزديك آن چه در آفرينش اول بود ، درازى سن بدان زيانى نرسانيد .
و اما رفتار او چنان بودى كه سنگى از بالا جدا شود و در نشيبى فرود مىرود . و در گام زدن بر صوب راه خود مايل بودى ، و گامها نزديك نهادى ، و بى خراميدن رفتى . و گفتى : انا اشبه النّاس بآدم . و كان ابى إبراهيم اشبه النّاس بى خلقا و خلقا ، من مانندهترين مردمانم به آدم - صلوات اللّه عليه - و پدرم إبراهيم - عليه السّلام - در خلقت و خوى ماننده [ 374 ] ترين آدميان بود به من . و گفتى : انّ لي عند ربّى عشرة اسماء : انا محمد و انا احمد و انا الماحي الّذي يمحو اللّه بى الكفر و انا العاقب الّذي ليس بعده احد و انا الحاشر الّذي يحشر العباد على قدمي و انا رسول الرّحمة و رسول التّوبة و رسول الملاحم و المقفّى ، قفّيت النّاس جميعا و انا قثم ، اى ، مرا ده نام است به نزديك پروردگار من : من محمدم و من
هامش
( 74 ) قضيب ، شاخهء درخت ، چون قضيب ، يعنى در يك خط راست .
( 75 ) فش ، يال .
( 76 ) در عربى : و كان عبل العضدين و الذراعين طويل الزندين رحب الراحتين سائل الاطراف .