احمدم و من پاك كنندهام ، كه حق تعالى كفر را به من پاك گرداند ، و من از پس در آيندهام ، كه پس از من كسى نيايد ، و من به حشر خيزندهء روز محشرم ، كه بندگان از قدمهاى من انگيخته شوند ، و من رسول رحمت و رسول توبت و رسول كارزارم و در پى آورندهام ، كه همهء مردمان را در پى خود آورم ، و قثمم . ابو البختري گفت : « قثم » كامل جامع را گويند .
بيان معجزات و آيات او ( ص ) كه بر صدق او دلالت كند
( 1 ) بدان كه هر كه احوال او ديده است يا اخبار او شنيده است - كه آن مشتمل است بر اخلاق ، و احوال ، و افعال ، و عادات و خويهاى او ، و سياست او أصناف خلق را ، و هدايت او در ضبط و فراهم آوردن ايشان ، و ايشان را سوى طاعت خود كشيدن ، با آن چه در حكايت آمده است از عجايب جوابهاى او در مضايق سؤالها ، و بدايع تدبيرهاى او در مصالح مردمان ، و محاسن اشارتهاى او در ظاهر شرع ، كه همهء فقها و عقلا عاجزند از دريافت مبادى دقايق آن در همهء عمرهاى خود - او را شك و ريبتى نمانده است كه آن به كسب و حيلت نبودى كه قوّت بشر بدان قيام تواند نمود ، بل آن صورت نبندد جز به مدد خواستن از تأييد آسمانى و قدرت يزدانى . و حصول اين همه شخصى دروغزن و تلبيس كننده را امكان ندارد ، بل شمايل و احوال او گواهان عدل و مصدقان حقاند صدق او را ، تا به حدى كه عربى جلف چون جمال او مشاهده مىكرد مىگفت : به خداى كه اين روى دروغزن نيست . و مجرد شمايل او گواهى مىداد بر راستى او .
پس چگونه باشد كسى كه اخلاق او مشاهده كرده باشد و احوال او را در همهء مصادر و موارد ممارست نموده ؟
و ما بعضى اخلاق او ايراد كردهايم تا خويهاى نيك او را بشناسى ، و بر صدق سخن او - صلّى اللّه عليه و سلم - متنبه شوى ، و بلندى منصب و مكان عظيم او در حضرت الهى بدانى .
چه بارى تعالى اين همه را در حق او ارزانى داشته ، با آن چه امى بود ، و در ممارست علم روزگار نگذرانيد ، و به مطالعت كتب مشغول نشد ، و براى طلب علم بر سفرى اقدام ننمود ، و هميشه ميان جاهلان اعراب بود ، بى پدر و ضعيف و مستضعف ، پس محاسن اخلاق و آداب او از كجا حاصل شد ؟ و دانستن فقه مثلا ، بى غير آن از علمها ، به چه طريق به دست آورد ؟ آن هم بيرون از معرفت الهى و معرفت ملايكه و كتب او و جز آن از خاصيتهاى نبوت . اگر وحى صريح نبود ، آدمى را قوّت و استقلال از كجا باشد ؟ و اگر او را جز اين كارهاى ظاهر نيستى ، در آن بسندگى بودى .