تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
بپوشاند ، كه جز براى خداى تعالى او را نپوشاند ، كه نه در ضمان خداى و حرز او باشد ، ما دام كه او را در زندگى و مردگى پوشيده دارد . و فراشى داشت از أديم « 59 » آگين آن از ليف نخل ، طول آن دو گز يا مثل آن ، و عرض آن يك گز و بدستى يا مثل آن . و گليمى داشت كه هر جا كه رفتى آن را براى او دو تو كردندى و بگستردندى . و بر بوريايى كه زير آن چيز ديگرى نبودى بخفتى . و خوى او آن بود كه ستوران و سلاح و متاع خود را نام نهادى . و رأيت او را « عقاب » نام بود و شمشير او را كه در جنگ بردى « ذو الفقار » و شمشير ديگر را « مخذم » و ديگر را « رسوب » و ديگر را « قضيب » . و دستهء شمشير او حليت نقره داشت . و كمرى داشت از أديم با سه حلقهء نقره . و كمان او را « كتوم » و جعبهء تيردان او را « كافور » و ناقهء او را « قصوى » و « عضباء » هم گفتندى . و بغلهء « 60 » او را « دلدل » و دراز گوش او را « يعفور » و گوسفند او را كه شير آن خوردى « عينه » گفتندى . و مطهره‌اى داشت از سفال كه از آن وضو ساختى و آب خوردى . و مردمان فرزندان خرد خود را كه عقلى داشتندى بفرستادندى تا بر پيغامبر در روند ، و كسى ايشان را از آن باز نداشتى . و چون در مطهرهء او آب يافتندى بخوردندى ، و از آن بر رويها و تنها ماليدندى براى طلب بركت .

بيان عفو او ( ص ) با قدرت

( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - حليم‌تر مردمان بود ، و در عفو با قدرت راغبتر ، تا به حدى كه روزى قلاده‌هاى زر و نقره به خدمت وى بردند و او آن را ميان ياران خود قسمت كرد . پس مردى از اهل باديه برخاست و گفت : اى محمد ، اگر خداى - عز و جل - تو را عدل فرموده است ، نمىبينم كه عدل مىكنى . پيغامبر - عليه السّلام - گفت : ويحك ، فمن يعدل عليك بعدى ؟ اى ، اى نيكبخت ، بر تو كه عدل خواهد كرد پس از من ؟ و چون او روى بگردانيد ، گفت : او را به آهستگى نزد من بياريد . و جابر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السّلام - روز [ 370 ] حنين نقره به مردمان مىداد در جامهء بلال ، مردى وى را گفت : اى پيغامبر خداى ، عدل كن . گفت : ويحك ، فمن يعدل إذا لم اعدل ؟ فقد خبت إذا و خسرت ان كنت لا اعدل ، اى ، اى نيكبخت ، كه عدل كند چون من نكنم ؟ پس اكنون نوميد
هامش
( 59 ) أديم ، چرم . ( 60 ) بغله ، پاورقى 30 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 786 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى