و لا مستغنى عنه .
و چون گوشت و نان بخوردى هر دو دست را نيكو بشستى ، پس فضل آن آب را بر روى ماليدى . و آب به سه نوبت بخوردى ، و در اول آن سه تسميه « 51 » گفتى ، و در آخر آن سه تحميد گفتى . و آب را بمكيدى مكيدنى ، و به نهيب نخوردى . و بسى بودى كه به يك نوبت بخوردى تا فارغ شدى . و در آوند دم نكشيدى ، بل از آن به يك سو شدى . و پس خوردهء خود بدان كس دادى كه بر دست راست او بودى ، و اگر بر دست چپ او شخصى عالى مرتبتتر بودى ، صاحب دست راست را گفتى : سنت آن است كه به تو داده شود ، و اگر تو خواهى به ايشان دهى « 52 » .
و آوندى بر او آوردند كه در آن انگبين بود و شير ، از خوردن آن ابا نمود و گفت : دو شربت در يك دفعت ، و دو نانخورش در يك آوند . پس گفت كه حرام نمىكنم ، و ليكن فخر كردن را و حساب كردن را به فضول دنيا در فردا كراهيت دارم ، و تواضع را دوست دارم ، چه كسى كه براى خداى تواضع كند ، خداى - عز و جل - وى را بلند گرداند . و در خانهء خود شرمروىتر از دختر خانه بودى ، از ايشان طعام نخواستى و تشهّى ننمودى : اگرش بدادندى بخوردى ، و اگر از طعام و شراب چيزى پيش او آوردندى قبول كردى و بستدى . و بسى بودى كه برخاستى و طعام و شراب خود از اهل خانه بستدى . و السلام .
بيان آداب و اخلاق او ( ص ) در لباس
( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آن چه يافتى از جامهها بپوشيدى ، از إزار و ردا و يا پيراهن و جبّه و غير آن . جامههاى سبز او را خوش آمدى . و بيشتر جامهء او سفيد بودى ، و گفت : زندگان را از سفيد بپوشانيد و مردگان را از آن كفن سأزيد . و قباى پنبه آكنده و بى پنبه براى حرب و غير حرب بپوشيدى . [ 369 ] و قبايى سندسى « 53 » داشت كه بپوشيدى ، و سبزى آن بر سپيدى لون او نيكو نمودى . و جامههاى او كوتاه بودى بالاى شتالنگ ، و إزار او بالاتر بودى تا نيمهء ساق . و پيراهن
هامش
( 51 ) تسميه ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم گفتن .
( 52 ) اين راه و رسم هنوز در ميان اعراب باديه نشين ، به عنوان احترام زيادة از حد براى ميهمان شيخ و امير ، رايج است .
( 53 ) سندس ، قسمى از ديباى بيش قيمت باشد ، بغايت لطيف و نازك . و بيشتر لباس بهشتيان از آن باشد ( غياث ) .