تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
كنيت خواندى و بدان خوشدلى ايشان طلبيدى . و دورترين مردمان بود از خشم ، و نزديك‌ترين ايشان به رضا . و مهربان‌ترين ايشان بود در حق مردمان و بهترين و سودمندترين ايشان . و در مجلس او آوازها بلند كرده نشدى . و چون از مجلس برخاستى گفتى : سبحانك اللهمّ و بحمدك اشهد ان لا إله الاّ أنت أستغفرك و أتوب إليك . پس گفتى : اين كلمات جبرئيل مرا آموخته است .

بيان سخن او ( ص ) و خندهء او

( 1 ) پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در سخن فصيحترين و شيرين‌ترين مردمان بود . و گفتى : من فصيحتر عربم . و اهل بهشت بر لغت محمد سخن گويند . و اندك سخن و نرم گفتار بود ، و چون در سخن آمدى بسيار نگفتى ، و سخن او چون مهره‌هايى بود كه در سلك كشيده شود . و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت : او سخن پيوسته نراندى چنان كه شما مىرانيد ، سخن او اندك بود ، و شما سخن را مىبيفشانيد . گفته‌اند كه سخن او كوتاه‌ترين سخنهاى مردمان بود ، و آن را جبرئيل بر او آورده بود ، و با كوتاهى سخن كل مراد خود در آن جمع كردى . و كلمات جامع گفتى بى افراط و تفريط ، و بعضى سخن او تابع بعضى بود ، و ميان دو سخن توقف نمودى ، چنان كه شنونده آن را ياد گرفتى . و بلند آواز بود ، و نيكوترين مردمان بود بر نغمة « 42 » . و بسيار خاموش بودى ، در غير حاجت سخن نگفتى . و منكر بر زبان نراندى ، و در خشم و خشنودى جز حق بر لفظ وى نرفتى . و از كسى كه سخن بد گفتى اعراض نمودى . و اگر در سخن مضطر شدى به گفتن چيزى كه آن را كراهيت داشتى ، به كنايت ياد كردى . و چون خاموش شدى همنشينان او سخن گفتندى ، پيش او در حديث منازعت نرفتى . و به جدّ و نصيحت پند دادى . و گفتى : بعضى قرآن را بر بعضى معارضه مكنيد ، چه او بر وجوه نازل شده است . و تبسم و خندهء او در روى اصحاب بيش از ديگر مردمان [ 367 ] بود ، و تعجب او در سخن ايشان زايدتر بود ، و آميختن نفس او بديشان افزونتر . و گاهى بودى كه چنان بخنديدى كه دندانهاى خرد او پيدا آمدى . و خنديدن ياران پيش او تبسم بودى ، از روى اقتداى بر او و بزرگداشت او .
هامش
( 42 ) در شرح زبيدى : و كان جهير الصوت احسن الناس نغمة ( 7 - 113 ) .