برابر زنان ذمى برهنه سازد ، پس چگونه مرد مسلمان را كشف عورت روا باشد ؟ ] « 163 » و از آن جمله دست و آوند پليد در آب اندك زدن ، و شستن إزار و طاس پليد است در حوض گرمابه چون آب او اندك باشد ، چه آن ، آب را پليد كند ، مگر بر مذهب مالك . پس انكار بر مالكيان روا نباشد ، و بر حنفيان و شافعيان روا باشد . و چون مالكى و شافعى مذهبان در گرمابه باشند ، شافعى را نرسد كه مالكى را از آن باز دارد ، مگر به طريق التماس و لطف ، چنان كه گويد :
من محتاجم بدانچه اول دست بشويى ، پس از آن در آب زنى ، و اما تو از ايذاى من و باطل كردن طهارت من بى نيازى . يا سخنى كه مناسب اين باشد . چه در جاى اجتهاد ، حسبت به قهر ممكن نگردد .
و از آن جمله اگر در مداخل خانههاى گرمابه و گذرهاى آن سنگى كش « 164 » لغزاننده باشد كه غافل را پاى از آن بلغزد . و آن منكر است ، و بر كندن و دور كردن آن واجب . و گذاشتن « 165 » آن را بر حمامى انكار بايد كرد ، چه آن به افتادن مردمان انجامد ، و افتادن به شكستن عضو يا بيرون شدن آن ادا كند .
و گذاشتن برگ كنار « 166 » و صابون لغزاننده بر زمين گرمابه منكر است . اگر كسى آن بكند و بيرون آيد ، پس از آن كسى بيفتد و عضوى از اعضاى او بشكند ، در وجود ضمان تردد است كه بر گذارنده واجب آيد يا بر حمامى ، چه تنظيف گرمابه بر اوست . و وجه آن است كه روز اول بر گذارنده باشد ، و روز دوم بر حمامى ، چه پاك كردن هر روز معتاد اوست . و در تعيين وقت پاك كردن به عادت رجوع بايد كرد . و در گرمابه منكرات و مكروهات ديگر است كه در « كتاب طهارت » ياد كردهايم .
منكرات ضيافت
( 1 ) از آن جمله فرش حرير است براى مردان ، و آن حرام است . و عود سوزى « 167 » كه در قدح سيم يا زر باشد ، يا نوشيدن از قدح سيم و زر ، يا استعمال گلاب در آوندى كه از نقره باشد ، يا سر آن از نقره باشد .
و از آن جمله پردههاست كه بر آن صورتها باشد . و از آن جمله آواز رودهاست و سماع
هامش
( 163 ) عبارت داخل كروشه از بيشتر نسخههاى عربى افتاده است ( زبيدى ، 7 - 59 ) .
( 164 ) در عربى : حجارة ملساء ( صاف و هموار ) .
( 165 ) گذاشتن ، رها كردن .
( 166 ) برگ كنار ، سدر .
( 167 ) ى مصدرى .