پس روا كه زيادت كند از يكى ، تا چهار مستحب بود . پس اگر حق تعالى وى را بر ايشان دوستى و شفقت بخشد و دلش بر ايشان قرار گيرد [ فهو المطلوب ] « 101 » ، و الا مستحب بود كه ايشان را بگذارد و نيكوان را خواهد « 102 » . و امير المؤمنين على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - پس از فاطمه به يك هفته نكاح كرد . و آمده است كه حسن على - رضى اللّه عنهما - بسيار نكاح كرد تا به حدى كه زيادت از دويست زن به زنى كرد ، و بسى بود كه چهار زن در يك عقد به زنى كردى و يك وقت چهار زن طلاق دادى . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - وى را گفته است : أشبهت خلقى و خلقى ، اى ، در خلقت و خوى مانند منى . و گفت : الحسن منّى و الحسين من علىّ ، اى ، حسن از من است و حسين از على . و گفتهاند كه بسيارى نكاح او يكى از آن خويها بود كه به خوى پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - مىمانست . و مغيرة بن شعبة هشتاد زن در نكاح آورده بود . و در صحابه طايفهاى بودند كه سه زن و چهار زن داشتند . و كسانى كه دو داشتند از شمار بيرون بودند . و چون باعث معلوم شد ، علاج بر اندازهء علت بايد . و مقصود تسكين نفس است ، و در بسيارى و اندكى آن مىبايد نگريست .
فايدهء سوم راحت دادن و شاد كردن نفس است به همنشينى و نگريستن و بازى كردن ،
( 1 ) براى طلب آسايش دل و قوى گردانيدن بر عبادت ، كه نفس ملول « 103 » است و از حق نفور « 104 » ، بدانچه « 105 » بر خلاف طبع وى است ، و اگر به اكراه وى را مداومت بر چيزى كه [ 33 ] مخالف طبع وى است تكليف كرده آيد ، سركشى و ابا نمايد ، و چون در بعضى اوقات وى را به نيل لذات و راحت رسانيده شود ، قوت گيرد و در نشاط آيد . و در انس گرفتن به زنان استراحتى است كه اندوه را زايل گرداند و دل را راحت رساند . و نفسهاى متقيان را بايد كه به مباحات استراحت باشد . و براى آن حق تعالى فرموده است : ليسكن إليها « 106 » .
و على - رضى اللّه عنه - فرمود : روّحوا القلوب فانّها إذا أكرهت عميت ، اى ، دلها را آسايش دهيد ، كه چون آن را بر ستم بر كارى داشته آيد كور شود . و در خبر است : على العاقل ان يكون له ثلاث ساعات : ساعة يناجي فيها ربّه و ساعة يحاسب فيها نفسه و ساعة يخلو فيها لمطعمه و مشربه فانّ في هذه
هامش
( 101 ) نقل از شرح زبيدى .
( 102 ) در شرح زبيدى : ( و الا فيستحب له الاستبدال ) عنهنّ بغيرهنّ ( 5 - 307 ) .
( 103 ) ملول ، كثير الملالة .
( 104 ) در شرح زبيدى : لا تستطيع دوام الوقوف في مقام المشاهدة .
( 105 ) بدانچه ، زيرا كه .
( 106 ) اعراف 7 - 189 .