تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
روزه داشتن وسوسة را در حق بيشتر خلق منقطع نگرداند ، مگر ضعف تن و فساد مزاج با آن يار شود ، و براى اين ابن عباس گفت : لا يتمّ نسك النّاسك الاّ بالنّكاح . و اين محنت عام است كه كم كسى از آن خلاص يابد . قتاده گفت در تفسير كلام مجيد ، قوله تعالى :
وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
« 85 » ، كه آن آرزوى مباشرت است . و عكرمه و مجاهد گفتند : معنى
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً
« 86 » آن است كه از زنان نشكيبد . و فياض نجيح گفت : چون انعاظ « 87 » [ 31 ] حاصل شود چهار دانگ عقل برود . و بعضى گفته‌اند كه دو دانگ دين برود . و در نوادر تفسير ابن عباس آمده است كه معنى
مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ
« 88 » قيام ذكر است . و اين بلاى غالب است كه چون بر انگيزد عقل و دين با آن مقاومت نكند . و با آن كه صلاحيت آن دارد كه باعث دو زندگانى باشد ، چنان كه گفته شد ، قوىتر عدّتى « 89 » است ديو را بر فرزندان آدم - عليه السّلام . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بدان اشارت فرموده است در اين حديث : ما رأيت ناقصات عقل و دين اغلب لذوي الالباب منكنّ ، اى ، ناقصات عقل و دين نديدم ارباب الباب را غلبه كننده‌تر از شما زنان . و آن به سبب هيجان شهوت است . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت در دعاى خود : أعوذ بك من شرّ سمعى و بصرى و قلبى و منّى ، اى ، بازداشت خواهم به تو از شرّ شنوايى و بينايى و دل و آب پشت . و گفت : أسألك ان تطهّر قلبى و تحفظ فرجي . پس چيزى كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از آن استعاذت فرمايد ، ديگرى در آن چگونه تساهل نمايد ! و يكى از بزرگان صلحا نكاح بسيار كردى تا به حدى كه از دو زن و سه و چهار خالى نبودى . صوفيى بر وى انكار كرد ، او گفت : هيچ كس از شما داند كه او در حضرت الهى جلسه‌اى كند يا در موقفى در معاملت باشد كه در دل او خاطر شهوت بود ؟ گفتند : از اين نوع ما را بسيار رسد . گفت : اگر در همهء عمر خود در يك وقت به مثل حال شما رضا دهم نكاح نكنم « 90 » ، ليكن در دلم هيچ خاطرى نيايد كه مرا از حال خود مشغول كند كه نه آن را روا گردانم تا از آن فارغ شوم و به كار خود باز گردم ، و چهل سال است كه در دلم خاطر معصيت نگشته است . و شخصى بر حال صوفيان انكار كرد ، يكى از ارباب دين وى را گفت : بر ايشان چه چيز انكار مىكنى ؟ گفت : بسيار مىخورند . فرمود كه اگر تو هم چندان گرسنه باشى كه ايشان
هامش
( 85 ) بقره 2 - 286 . ( 86 ) نساء 4 - 28 . ( 87 ) انعاظ ، به نعوظ داشتن ، تحريك . ( 88 ) فلق 113 - 2 . ( 89 ) عدّت ، آلت . ( 90 ) در نسخهء فيضيه : نكاح را نكنم .