تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
خدمتكاران خود را از نوشيدن خمر باز دارد و گويد كه بر من باز بودن و بازداشتن واجب است ، و بدانچه در چيزى عاصى باشم از كجا لازم آيد كه در چيزى ديگر هم عاصى باشم ، چه بازداشتن بر من واجب بود ، و بدانچه بدان اقدام نمودم وجوب بازداشتن من از كجا ساقط شد . چه مستحيل « 34 » باشد كه گفته آيد كه بازداشتن از خمر خوردن واجب بود ما دام كه خود خمر نخورد ، و چون خورد بازداشتن از او ساقط شد . سؤال بر هر تقدير لازم آيد كه كسى بگويد كه بر من وضو و نماز هر دو واجب است ، پس من وضو مىسازم اگر چه نماز نكنم ، و سحور « 35 » مىخورم اگر چه روزه نگيرم ، چه سحور « 36 » و روزهء تطوّع هر دو مستحب است ، و ليكن گويند كه يكى از آن دو بر ديگرى مترتب است . همچنين راست داشتن ديگرى مترتب است به راست داشتن خود ، چه بايد كه نخست ابتدا به خود كند ، پس بدان كه در كفايت اوست . جواب سحور را براى روزه خواهند ، و اگر روزه نباشد سحور مستحب و محبوب نباشد . و آن چه را براى غير آن خواهند از آن غير منفك نشود . و اصلاح ديگرى را براى اصلاح خود نخواهند ، و همچنين اصلاح خود را براى اصلاح ديگرى نخواهند . پس اين سخن كه يكى از آن دو بر ديگرى مترتب است تحكم است . و اما وضو و نماز هر دو لازم يك ديگرند . پس هر كه وضو سازد و نماز نكند ، امر وضو را ادا كرده باشد ، و عقاب او كمتر از عقاب كسى بود كه وضو و نماز را ، هر دو را ، ترك كرده باشد . پس كسى كه باز بودن و بازداشتن را ، هر دو را ، گذاشته باشد ، عقابش بيشتر از كسى بود كه خود باز بوده و ديگر را باز نداشته . و چگونه نباشد كه وضو شرط نماز است ، چه نفس وضو را نخواهند ، بل وضو را براى نماز خواهند ، پس آن را بى نماز حكمى نبود . اما حسبت : آن را شرط نيست در باز بودن و پذيرفتن امر . پس ميان ايشان مشابهتى نيست . سؤال بر هر تقدير اين سخن لازم آيد كه چون مردى با زنى زنا كند و او مكرهه « 37 » و روى پوشيده باشد ، پس زن روى خود به اختيار باز كند ، و آن مرد در اثناى زنا حسبت كردن گيرد
هامش
( 34 ) مستحيل ، محال . ( 35 ) سحور ، سحرى ، طعامى كه در سحر خورند . ( 36 ) سحور ، سحرى خوردن . ( 37 ) مكرهه ( م . مكره ) ، به اكراه به كارى واداشته شده .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 679 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى