تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
اين همه قصور باشد ، بل بايد كه حق را بطلبد به طريق آن . و آن بدان باشد كه از مأخذهاى خطر و اباحت بحث كند ، چنان كه ياد خواهيم كرد .

بيان دليل بر آن كه سماع مباح است

( 1 ) بدان كه معنى اين سخن كه « سماع حرام است » آن باشد كه خداى - عز و جل - بر فعل آن عقوبت فرمايد . و اين كارى است كه به مجرد عقل دانسته نشود ، بل به سمع دانسته شود . و معرفت حكمهاى شرعي محصور است در نص ، يا قياس بر منصوص . و به نص آن مىخواهيم كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - به قول يا فعل خود ظاهر كرده باشد . و به قياس آن معنى كه از ألفاظ و افعال او مفهوم مىشود . و چون در آن نصى نباشد و قياسى بر منصوص مستقيم نشود ، حرام گفتن آن سخنى باطل بود ، و فعلى باشد كه در آن حرجى نبود ، چون ديگر مباحات . و در تحريم سماع نه نص دلالت مىكند و نه قياس . و در جوابى كه دليلهاى جماعتى را كه به تحريم مايلنند خواهيم گفت آن روشن مىشود . و هر گاه كه جواب دليلهاى ايشان تمام شود ، در اثبات اين غرض بسنده بود . و ليكن ما ابتدا كنيم و گوييم كه نص و قياس هر دو بر اباحت آن دليل است .

اما قياس

( 2 ) آن كه در سرود معنيهايى فراهم آمده است ، و بايد كه نخست [ 278 ] از افراد آن بحث كرده شود ، پس از مجموع آن . چه در آن شنيدن آواز خوش و موزون مفهوم است كه دل را بجنباند . و صفت عام‌تر آن است كه آن « آواز خوش » است . پس آواز خوش دو قسم باشد : موزون ، و ناموزون . و موزون دو قسم بود : مفهوم ، چون اشعار ، و نامفهوم ، چون آواز جمادات و ديگر حيوانات . اما شنيدن آواز خوش ، از آن روى كه خوش است ، نبايد كه حرام بود ، بل حلال است به نص و قياس . اما قياس آن كه رجوع آن بدان است كه حس شنوايى انسان لذت مىيابد به ادراك آن چه مخصوص است به دو . و آدمى را يك عقل است و پنج حس . و هر حسى را ادراكى است . و در مدركات آن حس چيزى است كه در آن لذت است . و لذت بصر در ديدنيهاى خوب است ، چون سبزى و آب روان و روى نيكو ، و در همهء لونهاى خوب ، و آن در مقابلهء آن است كه مكروه است