تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
ايشان را براى صوفيان مغنّيه گردانيده بود . و گفت « 16 » كه عطا را دو كنيزك بود كه شعر به الحان خواندندى ، و دوستان او آن را بشنيدندى . و بو طالب گفت كه بو الحسن سالم « 17 » را گفتند كه چگونه سماع را انكار مىكنى و « 18 » جنيد و سرىّ سقطى و ذو النون آن را بشنيدندى . گفت : چگونه سماع را انكار كنم ، كه آن را روا داشته است و شنيده كسى كه به از من است ، عبد اللّه جعفر طيار سماع بشنيدى ، و من لهو و لعب را در سماع انكار مىكنم . و يحيى معاذ گفت كه سه چيز مفقود شده است : نيكو رويى با صيانت ، و خوشى آواز با ديانت ، و برادرى با وفا . و در بعضى كتب اين سخن بعينه از حارث محاسبى آورده‌اند . و در اين دليل است كه او با زهدى و صيانتى و جدّى و تشميرى « 19 » كه در دين داشت سماع را مباح داشتى . و « 20 » ابن مجاهد در دعوتى كه سماع نبودى نرفتى . و يكى از ايشان گفت كه در دعوتى جمع شديم و أبو القاسم پسر دختر منيع ، و بو بكر داود ، و ابن مجاهد و نظير ايشان با ما بودند ، و سماع حاضر شد ، و ابن مجاهد پسر دختر منيع را تحريض كردن گرفت كه ابن داود را بگوى تا استماع كند . ابن داود گفت كه پدرم از احمد حنبل روايت كردى كه او [ 277 ] سماع را كراهيت داشتى ، و پدرم نيز كراهيت داشتى ، و من بر مذهب پدرم هستم . و أبو القاسم بن بنت منيع گفت كه جد من احمد منيع از صالح احمد روايت كرد كه پدر او احمد قول ابن الخبازة بشنيدى . پس ابن مجاهد ابن داود را گفت كه با من روايت پدر در باقى كن ، و ابن بنت منيع را گفت كه تو نيز روايت جد خود را بگذار ، و تو اى بو بكر ، چه مىگويى در كسى كه بيتى روايت كند ؟ آيا حرام باشد ؟ ابن داود گفت : نه . گفت : اگر خوش آواز باشد روايت او حرام شود ؟ گفت : نه . گفت : اگر در روايت آن بيت را دراز بكشد و ممدود را مقصور كند و مقصور را ممدود ، حرام شود ؟ گفت : من طاقت يك ديو نداشتم ، طاقت دو ديو چگونه دارم ! و بو طالب مكى گفت : ابو الحسن عسقلانى اسود از اوليا بود ، او سماع بشنيدى و شيفته شدى . و در آن كتابى ساخته است و بر منكران رد كرده . و همچنين جماعتى در رد منكران آن تصنيفها كرده‌اند .
هامش
( 16 ) بو طالب مكّى . ( 17 ) در نسخهء فيضيه : بو الحسين سالم ، در عربى و شرح زبيدى : قيل لابى الحسن بن سالم ( 6 - 466 ) ، متن طبق اين دو نسخه تصحيح شد . ( 18 ) در حالى كه . ( 19 ) تشمير ، كوشيدن ، عزيمت كارى كردن . ( 20 ) در شرح زبيدى : ( و قال ) ابو طالب ( 6 - 466 ) .