و آورده است كه شافعى - رضى اللّه عنه - در كتاب آداب القضاء گفته است كه سرود گفتن لهو مكروه است و باطل را ماند ، و هر كه از آن بسيار كند سفيه باشد و گواهى او نشنوند . و قاضى بو طيب گفته است كه شنيدن آن از زن نامحرم نزديك اصحاب شافعى به هيچ حال روا نباشد ، اگر چه وى را ببينند يا نبينند ، و اگر چه بنده باشد يا آزاد . و همو گفت كه شافعى گفته است كه صاحب كنيزك چون مردمان را براى سماع جمع كند سفيه باشد و گواهى او نبايد شنيد . همو گفت كه از شافعى آمده است كه زدن به قضيب « 13 » را كراهيت داشتى و گفتى كه اين چيزى است كه زنديقان وضع كردهاند تا مردمان را از خواندن قرآن بدان مشغول كنند . و شافعى گفت كه كراهيت نرد بازى ، از جهت خبر ، بيش از آن است كه كراهيت ديگر بازيها ، و من شطرنج دوست ندارم و همهء بازيها را كراهيت دارم ، زيرا كه بازى كار اهل دين و مروت نيست .
و اما مالك - رضى اللّه عنه - از سرود نهى كرده است و گفته : كسى كه كنيزكى خرد و آن را سرود گوى يابد ، وى را رسد كه آن را رد كند . و مذهب ديگر اهل مدينه ، جز إبراهيم سعد ، همين است .
و اما بو حنيفه - رضى اللّه عنه - آن را كراهيت داشتى و شنيدن سرود را گناه دانستى .
و ديگر اهل كوفه و سفيان ثورى و حماد و إبراهيم و شعبى و غير ايشان همچنين . و كل آن چه گفتيم قاضى بو طيب طبرى آورده است .
و بو طالب مكى - رحمة اللّه عليه - اباحت سماع از جماعتى نقل كرده است ، و گفته كه از عبد اللّه بن جعفر و ابن زبير و مغيرة بن شعبه و معاويه و غير ايشان - رضى اللّه عنهم - نقل كردهاند كه سماع شنيدهاند . و گفته است كه بسيارى از صحابه و تابعين سماع كردهاند . و گفته كه اهل حجاز هميشه در مكه سماع شنيدندى در فاضلترين ايام سال ، و آن ايام تشريق است « 14 » كه حق تعالى بندگان را در آن به ذكر خود فرموده است ، و اهل مدينه هميشه موافق بر سماع بودند چون اهل مكه تا زمان ما .
و ما بو مروان قاضى را دريافتيم « 15 » ، و او كنيزكان داشت كه مردان را الحان شنوانيدندى ، و
هامش
( 13 ) قضيب ، شاخهء درخت ، چوب .
( 14 ) در عربى : و هي الايام المعدودات . . . كأيام التشريق .
( 15 ) دريافتن ، ديدن .