باب اول در ذكر اختلاف علما در اباحت سماع و ظاهر كردن حق در آن و بيان قولهاى علما و صوفيان در تحليل و تحريم آن
( 1 ) بدان كه سماع اول كار است ، و آن در دل حالتى پيدا آرد كه آن را وجد گويند ، و از وجد تحريك اطراف « 11 » زايد : اما به حركتى ناموزون كه آن را اضطراب گويند ، و اما موزون كه آن را تصفيق « 12 » و رقص گويند .
پس ما به حكم سماع آغاز كنيم و آن اول است ، و قولهايى كه مذهب هر كس از آن روشن شود بياريم ، پس دليل اباحت آن باز نماييم ، پس جواب آن چه حرام دارندگان بدان تمسك نمودهاند .
اما نقل مذاهب
( 2 ) قاضى بو طيب طبرى - رحمة اللّه عليه - از شافعى و مالك و بو حنيفه و سفيان ثورى و جماعتى از علما - رضى اللّه عنهم أجمعين - نقل كرده است الفاظى كه بدان استدلال كند كه آن را حرام داشتهاند .
هامش
( 11 ) اطراف ، اعضاء .
( 12 ) تصفيق ، كف زدن .