هر كه از شما نكاح تواند كرد بايد كه نكاح بكند كه آن چشم را فرو خوابانندهتر و فرج را نگاه دارندهتر است ، و هر كه نتواند بايد كه روزه دارد كه روزه شهوت را ببرد . و اين بيان آن است كه علت ترغيب بيم فساد است ، و و جاء در عربيت كوفتن رگهاى خصيه « 15 » را گويند بى آن كه بيضه را بيرون آرند . و اينجا اين لفظ بر سبيل استعارت فرموده است ، كه « 16 » روزه شهوت مباشرت را ضعيف كند .
و فرمود - صلّى اللّه عليه و سلم : إذا أتاكم من ترضون دينه و أمانته فزوّجوه ، الاّ تفعلوه تكن فتنة في الارض و فساد كبير « 17 » ، اى ، چون بر شما آيد كسى كه دين و امانت وى را بپسنديد ، به زنى دهيد وى را زنى ، كه اگر ندهيد فتنهاى باشد در زمين و فساد بزرگ ، و اين نيز بيان آن است كه علت ترغيب بيم فساد است . و گفت : من نكح للَّه و انكح للَّه استحقّ ولاية اللّه ، اى ، هر كه تزوّج و تزويج براى خداى تعالى كند مستحق دوستى خداى تعالى باشد . و فرمود : من تزوّج فقد أحرز شطر دينه فليتّق اللّه في الشّطر الثّانى ، اى ، هر كه نكاح كرد نيمهء دين خود را در حصار آورد ، پس بايد كه در نيمهء ديگر شرط تقوى رعايت كند . و اين نيز اشارتى است . و بدان كه فضيلت آن به سبب تحرّز از مخافت و تحصّن از فساد است ، كه فساد دين در اكثر احوال از بطن و فرج است [ 24 ] و به نكاح كار يكى از اين دو كفايت مىپذيرد .
و گفت : كلّ عمل ابن آدم ينقطع الاّ ثلاثة : ولد صالح يدعو له ، اى ، همهء اعمال آدمى منقطع شود مگر سه : از آن ، يكى فرزند صالح كه وى را دعا گويد . و فرزند صالح نشود مگر به نكاح .
اما آثار
( 1 ) عمر - رضى اللّه عنه - گفت : لا يمنع من النّكاح الاّ عجز او فجور ، اى ، مانع نكاح نيست مگر عجز يا فجور . و بيان آن كرد كه دين مانع نكاح نيست ، و مانع آن را بدين دو كار مذموم تخصيص فرموده .
و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - فرمود : لا يتمّ نسك النّاسك حتّى تزوّج ، اى ، عبادت عابد تمام نشود تا تزوّج كند . و اين سخن احتمال آن دارد « 18 » كه نكاح را از عبادت و تتمهء آن شمرده است . و ظاهر آن است كه بدين آن خواسته است كه به سبب غلبهء شهوت دل مسلّم و فارغ نماند مگر به تزويج ، و چون دل فارغ و مسلّم نباشد عبادت تمام نشود . و براى اين ، غلامان خود را ، عكرمه و
هامش
( 15 ) خصيه ، خايه ، جند ( گند ) .
( 16 ) كه ، زيرا كه .
( 17 ) الاّ تفعلوه . . . ( انفال 8 - 73 ) .
( 18 ) احتمال آن دارد ، حامل اين معنى است .